X
تبلیغات
algameh

algameh

algameh

کامپیوتری که درد را احساس می‌کند

اگر قرار باشد یک کامپیوتر جانشین انسان شود بهتر است کامپیوتری باشد که درد را می‌فهمد به خصوص کامپیوتری که احساس دردش از انسان بیشتر باشد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ کامپیوتری طراحی شده که می‌تواند درد را 30 درصد دقیق‌تر از انسان تشخیص دهد.
 
این کامپیوتر می‌تواند احساسات غیرحقیقی را نیز تشخیص دهد یعنی هیچ‌گاه درد کاذب به سراغ این کامپیوتر نمی‌آید.

سیستم عصبی این کامپیوتر به‌گونه‌ای طراحی شده که تشخیص‌‌های آن در 85 درصد از مواقع درست است و به عبارتی تشخیص آن نسبت به انسان از سطح بالاتری برخوردار است.

"سیستم بینایی" این کامپیوتر در مقابل هر رفتار برای خود یک کد متمایز مانند اثر انگشت انسان‌ها که برای تمام افراد متفاوت است، تشکیل می‌دهد.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: کامپیوتری که درد را احساس می‌کند
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 14:42  توسط algameh  | 

تحریم روسیه "خودکشی اقتصادی" اروپا

مشاور رئیس جمهور روسیه در امور اقتصادی منطقه ای تحریم کشورش از سوی اروپا را "خودکشی اقتصادی" اروپا دانست.وی گفت آمریکا نیز احتمالا از گزینه های دیگری استفاده خواهد کرد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از ایتارتاس:"سرگئی گلازیف" گفت: اعمال تحریم اروپا علیه روسیه و کنارگذاشتن این کشور از سامانه مالی بین المللی دلار و یورو همانند "خودکشی اقتصادی" برای اروپاست که این قاره را با احتمال تحمل خسارتهایی به میزان 1 تریلیون دلار روبرو خواهد کرد.

گلازیف در یک مصاحبه تلویزیونی گفت: آلمان با 200 میلیارد دلار بزرگترین زیان را خواهد دید و همچنین اوکراین و کشورهای بالتیک خسارت های سنگینی را متحمل خواهند شد.

وی اظهار داشت:ایالات متحده اروپا احتمالا از گزینه دیگری استفاده خواهد کرد و آن، ناامن کردن سامانه مالی اروپاست.

گلازیف در ادامه اضافه کرد، این گزینه یک بازی ژئوپلتیک است که ممکن است تا جنگ جهانی نیز ارتقا یابد.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: تحریم روسیه, خودکشی اقتصادی, اروپا
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 14:42  توسط algameh  | 

محکومیت یک شهید بحرینی به 15 سال زندان!

دادگاهی در بحرین شهید "جعفر الدرازی" را به اتهام استفاده از زور و در اختیار داشتن مواد قابل اشتعال به 15 سال زندان محکوم کرد.

به گزارش العالم، یوسف المحافظه از مسئولان مرکز حقوق بشر بحرین افزود: حکم مشابهی نیز درباره محمود صالح و حسن البحرانی صادر شده است.

محمد التاجر وکیل بحرینی نیز در این زمینه گفت: دادگاه مزبور چند روز قبل شهید صادق جعفر که 19 ماه قبل به وسیله خودروی نیروهای امنیتی در السهله زیر گرفته شده بود را به اتهام تلاش برای قتل نیروهای امنیتی به حبس ابد محکوم کرده است.

به نوشته سایت جمعیت الوفاق بحرین، دادگاه در حالی شهید جعفر الدرازی را به زندان محکوم کرد که از شکایت خانواده وی برای شکنجه در زندان و بی توجهی عمدی پزشکی چشم پوشی کرده است. این شهید بحرینی به دیابت دچار بود.

این اولین بار نیست که چنین حکمی در بحرین صادر می شود و پیشتر شهدایی مثل محمد مشیمع، فاصل العبیدی و علی صقر نیز پس از شهادت محکوم شده بودند.

خانواده الدرازی به دادگاه به خاطر شکنجه، ضرب و جرح و شوک الکتریکی فرزندشان، شکایت کرده اند اما دادگاه به این شکایات بی توجهی کرد.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: محکومیت یک شهید بحرینی به 15 سال زندان
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 14:42  توسط algameh  | 

چرا جنتی به دیدار خاتمی رفت؟

گره ابروان تندروها در بهارستان دیروز در هم فرو رفته بود؛ با عصبانیت به چهره یکدیگر نگاه می‌کردند و این سوال را در ذهن داشتند که حالا باید چه واکنشی نشان دهند! به هر حال این افراد تصور داشتند که برخی قوانین تنها برای خود آنها مجاز است و اگر فردی حتی اگر عضو دولت اعتدال باشد، مرتکب آن عمل شود، باید مورد انتقاد جدی قرار گرفته و عملکردش در زمره ناشایست‌ترین اقدامات تعریف شود.

به نوشته آرمان، نباید فراموش کرد اصولگرایان بویژه قشر تندروی آنها که نسبتی با اعتدال و میانه روی ندارند، روزهای خوبی را پشت سر نمی‌گذارند چنانکه از شواهد پیداست جبهه پایداری که یکی از ارکان تصمیم‌گیری در این اردوگاه است، در آستانه انحلال قرار دارد و اعضای آن به تدریج تصمیم به جدا شدن دارند، از سوی دیگر تبعات انتخابات ریاست جمهوری و شکست کاندیداهای مورد حمایت اصولگرایان هم بر عملکرد و تصمیمات آنها سایه انداخته است پس بنابراین باید برای کاستن از فشار درون گروهی، افکار عمومی را متوجه خارج اردوگاه کنند و چه موضوعی برای آنها بهتر از دیدار علی جنتی با سیدمحمد خاتمی! وزارت ارشاد در خیابان بهارستان واقع است و جالب اینکه ساختمان مجلس در چند متری این وزارتخانه واقع شده است. اما آنچه دیروز در مجلس رخ داد را به نوعی می‌توان شوتی به چند متر آن‌طرف‌تر البته آن سوی خیابان ارزیابی کرد.

شنبه چه خبر بود؟

علی جنتی روز شنبه با حضور در دفتر کار رئیس‌جمهور اسبق کشور، سال نو را به وی تبریک گفت که یکی دو عکس از این حضور در رسانه‌های مجازی منتشر شد. روز شنبه اما افراد زیادی برای تبریک سال نو به دفتر سیدمحمد خاتمی رفته بودند که حضور ناگهانی علی جنتی سبب تعجب برخی از آنها شد، کسانی هم که تعجب نکردند برایشان چنین اقداماتی از سوی جنتی قابل پیش‌بینی بود و ظاهرا پیش از این آشنایی بیشتری با مشی وی نسبت به سایر میهمانان داشتند. علی جنتی در بدو ورود به تالار پذیرایی از میهمانان نوروزی، همانند دیگران پس از سلام و علیک و تبریک سال جدید به خاتمی، روی یکی از صندلی‌ها نشست و با میهمانان دیگری که برای تبریک نزد او می‌آمدند، سلام و احوالپرسی می‌کرد. جنتی روز شنبه یک میهمان همانند سایر میهمانان بود و هیچ تفاوتی با دیگران نداشت، نه کسی به او نامه داد و نه کسی حرف‌های درگوشی با او داشت چون او در قامت وزیر ارشاد به این مراسم نیامده بود و یک میهمان حقیقی بود. مانند سایر میهمانان با شربت و شیرینی از او پذیرایی شد؛ برخی به شوخی همانگونه که به دیگران می‌گفتند عیدی فراموش نشود، به جنتی هم این جمله را می‌گفتند که پاسخ او یک لبخند و کلمه «انشاءا...» بود. طبق سنت عیددیدنی ایرانیان این مراسم‌ معمولا 15 تا 30 دقیقه به طول می‌انجامد که بر همین اساس هم جنتی حدود 15دقیقه در این مراسم حضور یافت. اما یک روز بعد یعنی روز یکشنبه برخی نمایندگان مجلس که دیدگاه‌های آنها در قبال دولت تدبیر و امید مشخص است، به تقبیح حضور علی جنتی در مراسم عیددیدنی سیدمحمد خاتمی پرداختند. عضو کمیسیون فرهنگی مجلس روز گذشته از جمع‌آوری امضا برای سوال از وزیر ارشاد در خصوص دیدارش با خاتمی خبر داد و گفت: معاون پارلمانی وزیر ارشاد اعلام کرده این جلسه خصوصی و شخصی بوده است، در حالی که جلسه شخصی نباید رسانه‌ای می‌شد. سیدعلی طاهری، نماینده گرگان و سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس صبح دیروز در حال جمع‌آوری امضا برای سوال از وزیر ارشاد در صحن علنی مجلس بود و نصرا... پژمان‌فر، عضو کمیسیون فرهنگی در خصوص این سوال گفت: وزیر ارشاد جلسه‌ای را با آقای خاتمی رئیس‌جمهور پیشین داشته که این جلسه مورد انتقاد اعضای کمیسیون فرهنگی قرار گرفته است. وی اظهار داشت: آقای جنتی مقام رسمی کشور هستند و حق ندارند با عوامل فتنه جلسه داشته باشند. پژمان‌فر ادامه داد: معاون پارلمانی وزیر ارشاد اعلام کرده که این جلسه شخصی بوده است، این در حالی است که جلسه شخصی و خصوصی نباید رسانه‌ای می‌شد. بنابراین باید آقای جنتی در رسانه‌ها در خصوص این جلسه توضیح داده و عذرخواهی کند. عضو کمیسیون فرهنگی مجلس تاکید کرد: آقای جنتی شخصیت حقوقی است که باید در خصوص جلساتش با اصلاح‌طلبان افراطی دقت داشته باشد. وی خاطرنشان کرد: قرار است این سوال را فقط اعضای کمیسیون فرهنگی امضا کنند تا در صحن علنی مجلس بررسی شود. پس از آنکه سوالی از طرف نمایندگان امضا شود، در صحن علنی مجلس اعلام وصول شده و پس از آن در کمیسیون مربوطه بررسی می‌شود، در صورتی که سوال کنندگان در کمیسیون از پاسخ‌های وزیر قانع نشوند، این سوال در صحن علنی مجلس بررسی خواهد شد و در صورتی که مجددا سوال‌کنندگان قانع نشوند. این سوال به رای نمایندگان گذاشته می‌شود.

آنچه جنتی گفت


علی جنتی را همگان به عنوان یک فعال میانه‌رو می‌شناسند که هیچ گاه در طرفداری از جریان اصلاحات یا مذمت جریان اصولگرایی سخنی بر زبان نیاورد. او فرزند آیت‌ا... جنتی است اما در تمام دوران فعالیت‌های خود سعی نکرد از جایگاه پدر برای ارتقا یا موارد دیگر بهره بگیرد بلکه از همان ابتدا عنوان کرد: «من علی جنتی، یک فرد مستقل هستم.» به نظر می‌رسد علی جنتی این مشی میانه روی را از آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی آموخته است و شاگرد خوبی بوده که برخی او را در حلقه معتمدان آیت‌ا... معرفی می‌کنند. آنچه جنتی از بدو ورود به دولت یازدهم به عنوان وزیر ارشاد در برنامه‌های خود قرار داد، تحقق وحدت ملی بود و جالب اینکه هر اقدام او مورد انتقاد بخشی از مجلسیان که عمدتا عضو جبهه پایداری هستند، قرار گرفت. نکته بارز اینکه او از بیان آنچه در نظر دارد ابایی ندارد چنانکه در 7شهریور ۱۳۹۲ در مراسم افتتاح استودیوی ضبط صدای موزه موسیقی، ضمن تشکر از همکاری‌های احمد مسجدجامعی، وزیر ارشاد در دولت سید محمد خاتمی گفت: «امیدوارم با این کمک‌ها ادامه دهنده راهی باشیم که در ابتدا با آقای خاتمی شروع شد.» یا اینکه چند هفته پس از استقرار جنتی در وزارت ارشاد، عکس عطاءا... مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اول سیدمحمد خاتمی در دولت‌های نهم و دهم از دیوار وزارت ارشاد حذف شده بود، بار دیگر در جای خود نصب شد. جنتی فارغ از گرایش فکری و سیاسی افراد، با آنها پای میز مذاکره نشست و بارها تصریح کرد که هدف او آشتی ملی است. اما طبیعی است که برخی سر آشتی ملی ندارند و ظاهرا منافع آنها در شرایطی تامین می‌شود که گروه‌های سیاسی و مسئولان با یکدیگر وحدت نداشته باشند. البته جنتی در مسیری که به عنوان یکی از اهداف برای خود انتخاب کرده است هزینه‌هایی هم داده که از جمله آن می‌توان به سومین کارت زرد نمایندگان به دولت اشاره کرد که نصیب او شد.

آنها که از فرصت استفاده کردند


اما روز گذشته برخی از فضای پدید آمده در نقد جنتی استفاده کردند و موضوع توقیف برخی نشریات را به جریان انداختند که همانند همیشه در راس این حرکت حمید رسایی حضور داشت. 160 نماینده مجلس به وزیر ارشاد درباره برخورد با رسانه‌های منتقد تذکر دادند. ضرغام صادقی عضو هیات رئیسه مجلس، تذکر به جنتی را به شرح زیر قرائت کرد: تذکر 160 نماینده مجلس به علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی علیرغم تأکید مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه اساس باید حمایت از جریان‌های فرهنگی مومن و انقلابی باشد، چرا با رسانه‌های منتقد از جمله هفته‌نامه 9 دی به دلیل انتقاد از دولت برخورد و توقیف می‌شود، در حالی که وزارت ارشاد نسبت به توقیف رسانه‌های هتاک به مقدسات اظهار تأسف می‌کند و رئیس‌جمهور از آزادی منتقدان سخن می‌گوید.

كدام يك از وزرا به ديدار خاتمي رفتند؟


گفتنی است ديدار نوروزي برخي از وزرا و مسئولان دولت تدبير واميد، وزرا و مديران دولت اصلاحات و سازندگي، شخصيت‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي و همچنين اقشار مختلف مردم با سيدمحمد خاتمي صبح و عصر شنبه 16 و صبح يكشنبه 17فروردين ماه برگزار شد. در ديدار عصر شنبه تعدادي از وزراي دولت تدبير و اميد از جمله دكتر علي طيب نيا وزير امور اقتصادي و دارايي به همراه جمعي از معاونين اين وزارتخانه، دكتر ولي‌ا... سيف رئيس كل بانك مركزي و تعدادي از مديران بانك مركزي، مهندس بيژن نامدار زنگنه وزير نفت، دكتر معصومه ابتكار معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان محيط زيست كشور، دكتر محمدجواد ظريف وزير امور خارجه كشورمان، دكتر سيدمحمد صدر مشاور وزير خارجه، دكتر سيدرضا صالحي اميري مشاور رئيس‌جمهور و رئيس سازمان اسناد و كتابخانه ملي، حجت‌الاسلام محمد اسماعيل شوشتري رئيس دفتر بازرسي ويژه رئيس‌جمهوري، دكتر مرتضي بانك معاون كل سرپرست نهاد رياست‌جمهوري اسلامي، دكتر عبدالناصر همتي مديرعامل بانك ملي به همراه دو تن از اعضاء هيات‌مديره آن بانك نيز حضور داشتند. همچنين صبح شنبه نيز شخصيت‌ها و چهره‌هايي نظير علي جنتي وزير ارشاد، علي يونسي دستيار ويژه رئيس‌جمهور، سيد صفدرحسيني رئيس صندوق توسعه ملي، عبدا... رمضان‌زاده سخنگوي دولت اصلاحات، محمد ستاري‌فر رئيس اسبق سازمان برنامه و بودجه، لطف‌ا... ميثمي، سعيد شريعتي، جهانبخش خانجاني، بهاره رهنما، زهرا اشراقي، فخر السادات محتشمي پور، اشرف بروجردي، آذر منصوري و... نيز از جمله حاضران در اين ديدار نوروزي بودند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: چرا جنتی به دیدار خاتمی رفت
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 14:42  توسط algameh  | 

استرداد زندانیان ایرانی دربند آذربایجان

شب گذشته 14 زندانی ایرانی در بند جمهوری آذربایجان در مرز زمینی آستارا تحویل مقامات قضایی شدند.

به نوشته قانون، حجت‌الاسلام محبوب علیزاده دادستان شهرستان مرزی بندر آستارا در این خصوص اظهار کرد: این افراد سابقه زندانی شدن در زندان‌های جمهوری آذربایجان را دارند که با رایزنی مسئولان دو کشور آزاد شده اند و قرار است مابقی دوران محکومیت خود را در زندان‌های داخل کشورمان سپری کنند.

وی ادامه داد: انتقال این زندانیان بر اساس موافقت‌نامه مبادله مجرمان بین دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان انجام می‌شود. علیزاده درباره جرایم این افراد خاطرنشان کرد: زندانیان مذکور به دلایل مختلف از جمله مواد مخدر در خاک کشور همسایه دستگیر شده بودند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: استرداد زندانیان ایرانی دربند آذربایجان
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 14:41  توسط algameh  | 

طرح: بازگشت مرزبانان به میهن

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 14:41  توسط algameh  | 

قیاس جالب سیاستمدار با قورباغه ماهی چاق

عکاس باتجربه امریکایی با غواصی در عمق 25 متری آب‌های فیلیپین تصویر یک آبزی شبیه سیاستمدار سابق انگلستان را شکار کرد. این عکاس 49 ساله که سال‌ها با همسرش به غواصی در زیر آب مشغول است، چند وقت پیش این قورباغه ماهی چاق را شناسایی کرده و متوجه شباهت‌های ریزش به «جان پرسکات»  معاون اسبق نخست وزیر انگلستان شده بود.

به نوشته ایران، او برای این‌که ادعایش را اثبات کند با برداشتن دوربین عکاسی‌اش به اعماق آب‌های فیلیپین و زیستگاه این قورباغه ماهی رفت. گرچه ماهی چاق که غبغب بزرگی مانند این سیاستمدار داشت با استتار در میان شن‌ها به سختی پیدا می‌شد اما زوج عکاس با صبوری فراوان موفق شدند تصاویر مورد نظرشان را شکار کنند.

این زوج پس از پایان این عملیات نفسگیر با قراردادن تصاویر این ماهی در ژست‌های مختلف در کنار عکس‌های پرسکات، این مقایسه جالب را روی سایت‌های اینترنتی قرار دادند که با کامنت‌های متعدد کاربران اینترنتی مورد استقبال قرار گرفت.

قورباغه ماهی‌ها از نظر شکل، رنگ و بافت بدنی بسیار خاص هستند. این گونه آبزیان قابلیت تغییر رنگ از زرد به سبز، سیاه یا قرمز تیره را دارند اما در بیشتر مواقع با رنگ‌های روشن در آب‌ها حاضر می‌شوند تا کمتر قابل رؤیت باشند و به راحتی بتوانند براساس شرایط استتار کنند. این ماهی‌ها در اعماق آب زیست می‌کنند.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: قیاس جالب سیاستمدار با قورباغه ماهی چاق
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 14:41  توسط algameh  | 

سفارش دکتر شریعتی به پسرش چه بود؟

استاد علي شريعتي هيچ‌گاه پيله‌اي از بي‌تفاوتي نسبت به جامعه به دور خود نپيچيد و براي رسيدن به جامعه آرماني و انساني‌اش از هيچ تلاشی مضايقه نكرد. ظاهرا احسان شريعتي هم بر مسلك پدر قدم برمي‌دارد تصوری که از دكتر علي شریعتی در میان دوستدارانش وجود دارد اینکه انسانی است وارسته و پرهیزگار که خود را به زر و زور و تزویر نه‌تنها نفروخت که جانش را برای افشاکردن این مثلث شوم برافروخت تا مشعلی باشد برای رهپویان بعد. بنا بر این شریعتی در دو ساحت برای هوادارانش قابل تاکید است در «منش» و در «دانش».

به نوشته آرمان، شریعتی دارنده پروژه‌ای است که البته با او شروع نشده و بعد از او نیز متوقف نمانده است، طرحی برای تحول اجتماعی و شیوه زندگی که موافقین و مخالفین خود را حتی در میان دوستداران خود شریعتی دارد. احسان شريعتي را مي‌توان به‌راحتي به پرسش گرفت و با او صميمانه به گفت‌وگو نشست. فرزند ارشد و تنها پسر دکتر علی شریعتی. کسی که مخاطب بخشی از نامه‌های معروف و تأثیرگذار پدرش در روزهای توفانی منتهی به انقلاب بود. یکی از مشهورترین دیوارنوشته‌های آن روزهای به‌یاد ماندنی، این سفارش دکتر به پسرش بود که: «اگر می‌خواهی در دستان هیچ دیکتاتوری گرفتار نشوی، فقط یک کار کن… بخوان و بخوان و بخوان»!  شریعتی پسرش را به‌عنوان نماینده سیل مخاطبانش محسوب می‌کرد و امید داشت که احسان راه ناتمام او را در پیش گیرد. احسان ۱۸ساله که به خواست پدر برای تحصیل در آمریکا اقامت گزیده بود، در ابتدای تحصیلات آکادمیکش، پدر را از دست داد پس از گذراندن تحصيلات مقدماتي در آمريكا و اروپا در سال ۱۹۹۷ میلادی (۱۳۷۶ شمسی) در رشته فلسفه دانشگاه سوربن پاریس ثبت‌نام کرد و شروع به گذراندن واحدهای گرایش جدید خود فلسفه اگزیستانس و فنومنولوژی کرد. شریعتی در سال ۱۳۸۶ و به‌مناسبت سی‌امین سالگرد درگذشت علی شریعتی به ایران برگشت و در نیمسال اول تحصیلی سال ۸۸_۱۳۸۷ به تدریس در دانشگاه تهران مشغول شد. در ترم اول تدریس او در دانشگاه تهران، درس فلسفه‌های اگزیستانس به او واگذار شد و در نیمسال دوم تحصیلی به تدریس فلسفه‌های جدید و معاصر در دانشگاه تهران پرداخت.او گاهی به‌عنوان استاد داور پایان‌نامه‌ها در دانشگاه تهران حضور می‌یابد. تهران و مشكلات آن بهانه گفت‌وگوي آرمان با اين استاد دانشگاه بود.

با توجه به اينكه شهر تهران بخشي از ذهن و خاطرات شما را تشكيل مي‌دهد، تصویر شما از این شهر چگونه است؟


متاسفانه وجه منفی و ضعف‌های تهران کنونی بر خاطرات گذشته و میراث فرهنگی و سیاسی تهران می‌چربد. از این نظرکه سیاست‌های توسعه در صد سال گذشته‌ ایران برپایه‌های نادرست علمی بنا شده و معلول آن ایجاد کلانشهرهایی است که بر اساس اسلوب و ساختار درستی پیش‌بینی و ساخته نشده است. البته مدیریت‌های شهری متناقض نیز هر یک به نوبه‌ خود در این محصول مسئولیت خاص داشته‌اند. اولین نکته درمورد تهران مساله بوم‌زیستی است که با توجه به موقعیت جغرافیایی و زلزله‌خیز بودن ایران و شکننده بودن گسل‌ها در تهران، به صورت خاص، اگر می‌خواستیم بر اساس و اسلوب و منطق صحیحی ساخته شود باید از ساخت‌وساز روی گسل‌ها پرهیز می‌شد و اجازه‌ بنای بلند و برج و باروسازی در بسیاری مکان‌ها داده نمی‌شد؛ یا به راه تبدیل می‌شد و یا به فضای سبز. اگر شهرداری قدرت خرید خانه‌های مردم را برای بزرگراه‌سازی دارد، قدرت تخلیه‌ گسل‌ها و تبدیل آنها به فضای عمومی را هم دارد. راه‌هایی که ساخته شده است برای عبور و مرور با اینکه بخشی از مشکل را حل کرده، اما خود مجددا مشکلاتی را ایجاد می‌کند به این دلیل که هر اتوبان با وجود سهولتی که در حمل و نقل ایجاد می‌کند خود جذب‌کننده‌ اتومبیل‌هایی است که سراریز می‌شوند در تمام کوچه‌پس‌کوچه‌هایی که زمانی کوچه‌باغ بوده‌اند و بدین صورت تمام کوچه‌پس‌کوچه‌های تهران به خروجی اتوبان‌ها تبدیل شده است. این شهر از شهرسازی و حمل‌ونقل گرفته تا سایر زیرساخت‌های موجودش مشکلات بسیار بنیادی دارد که با موازین و قواعد و استانداردها علمی نمی‌خواند و وقتی این موارد را همراه با مساله‌ آلودگی‌های هوا و آب و صوت و ...، درمجموع درنظر گیریم، ادامه‌ این روند تهران را به شهری غیرقابل‌زیست تبدیل می‌کند. زیرا یک دیگ بخار آماده‌ انفجار است. اشخاص و نیروهای صالحی طی دوره‌هایی در شهرداری بوده‌اند که برای رفع برخی از این مشکلات (کنترل ساخت‌وساز، بهبود راه‌ها، حفر فاضلاب، جمع‌آوری ضایعات-و-زباله، گسترش فضای سبز، و...) کوشیده‌اند و کار آنها نیز تا حدودی مفید و موثر بوده است و منافذ تنفسی نیز ایجاد کرده است و اگر همین منافذ نبود تهران خفه و قتلگاه می‌شد. همین شهرداری اما، از سوی دیگر، اجازه‌ تخریب و بلند مرتبه‌سازی به بسازوبفروش‌ها می‌دهد، به‌گونه‌ای که درحال حاضر به یک تجارت و سوداگری کاذب بدل شده است. ساختمان‌هایی که عمر 20ساله دارند «کلنگی» محسوب می‌شوند درحالی‌که در دنیا ساختمان‌ها با چنین قدمتی باید قابل نگهداری باشند. مجموعه‌ این عوامل از تهران کلانشهری ساخته است که به شکل اختاپوسی از همه سو رشد می‌کند. مساله‌ تهران یک مساله‌ ملی است که پس از اصلاحاتِ ارضی دوره‌ شاه، شیوه‌ تولید کشاورزی دستخوش تغییر شد و روستاییان به شهرها سرازیر شدند. سرعت ریشه‌کن‌ساز این مهاجرت نشان می‌دهد که این روند طبیعی نبوده و منجر به شکل‌گیری قشر حاشیه‌نشینان شهری شد و ترکیب اصلی شهرهایی چون تهران را نیز به هم زد. همان روند، پس از انقلاب و به‌خلاف انتظار، به‌جای آنکه به مناطق و به نوسازی و صنعتی کردن تولید ملی و سنتی توجه شود، تدام و تسریع یافت.

با این توصیفات آیا تهران را یک «شهر» قلمداد می‌کنید؟


شهر در برابر روستا یا ده، علاوه بر بزرگی ابعاد خان‌ومان‌ها و خیابان‌ها و میدان‌ها، به سازمانِ اقتصادی و اداری و نظامی ویژه اشاره دارد. این دو جنبه‌ شهر-نظام را یونانیان و رومیان تفکیک می‌کردند (استو–پولیس؛ اوربیس-سیویتاس). «مدینه»، نزد عبرانیان و مسلمانان، بر تصوری از دین به‌معنای عدل و امن (ایمان)، مبتنی بود که هدف والای تجمعِ شهری را می‌ساخت. و سپس دردورانِ مدرن، شهرها از «بورگ‌»هایی زاده شدند که مراکز هماهنگ کننده‌ قلمروها بودند، و «جامعه‌ مدنی» (بورگرلیشه گزلشافت) و بورژوازی و شهروندیَت جدید را ساختند. و اگر در گذشته شهر و کشور (جامعه-دولت) یکی بود، در عصر جدید این دو سپهر «جامعه/دولت» کاملا از یکدیگر تفکیک شدند. نکته‌ مهم در تعریفِ شهر، تعیینِ حد-و-مرزهای آن معیار مهمی است. برای خوب اداره شدن یک شهر، شمارش یا احصای تعدادِ جمعیت شرط است. شهر باید تعداد شهروندان محدود، مشخص و شمارش‌پذیر داشته باشد؛ زیرا تفاوت یک شهر سازمان‌یافته با «کلانشهر»ی که در آن توده‌ درهم تنیده‌ بی‌شکلی جمع شوند، این است که در آن شمارش دقیق، حقوق و وظایف و آرای یکایکِ شهروندان به حساب آید و به رسمیت شمرده شود. شهری که جمعیت زیادی داشته باشد، مدیریت سیاسی درستی هم نمی‌تواند داشته باشد و نظامِ شهری قاعده‌مند در آن پا نمی‌گیرد، حال با تمامِ این ملاحظات، تهران کلانشهری است بس شکننده، از هر نظر که بنگریم!

تاثیر و تاثر مکان بر فرد و فرد بر مکان در شکل‌گیری خاطره؟


بحث مکان یک بُعد قدسی و دینی نیز دارد. به آن به دلیل این که ردپاها و نشانه‌هایی از خاطراتی است که جنبه نمادین می‌یابند و به علت نشانه‌ای و شهادتی که به سمت آن خاطره تاریخی دارند، «مشاهد» (متبرکه) نام می‌گیرند. اماکن مشاهد هستند؛ یعنی محل‌های «گواهیِ» یک رخدادِ تاریخی. از این حیث است که اماکن و آثار عینی بسیار مهم هستند. مثلا مجسمه‌های یونانی تجلی خردمندی و عقلانیت و زبان و ادب یونان است. آثار معماری و اماکن تاریخی همه بیانگر یک جهان‌بینی و مکتب فلسفی و معنا دارند. اکنون برج میلاد (یا پیش‌تر میدان آزادی) نماد تهران شده است. این جنبه‌ با حافظه‌ تاریخی مرتبط است و مللی که آثار تاریخی دارند، در حفظ آن می‌کوشند. زمانی که شما وارد شهرِ فلورانس می‌شوید، تصور می‌کنید و به یک موزه پا گذاشته‌اید، بناهایی که از دوره‌ رنسانس تا کنون حفظ شده‌اند. شهروندان تنها در درون خانه‌ها اجازه‌ نوسازی دارند و تکنولوژی مدرن را به خدمت حفظ این میراثِ‌فرهنگی می‌گیرند؛ اما حق ندارند اثری را تخریب کنند. ما از راه-و-رسم مدرن نیاموختیم که چگونه حفظ سنت کنیم؛ بلکه تنها تخریب آن‌را یاد گرفته‌ایم؛ و خلاف آنها، در شهر-و-روستا بناهای نامناسبی می‌سازیم که با تجارب قرون محلی و محیط زیست ناهمخوان‌اند. برای نمونه، در گذشته در مناطق کویری خانه‌هایی می‌ساختند با دیوارهای قطور تا خانه در زمستان‌ها گرم بماند و تابستان‌ها خنک. امروز در کویر، اگر اشخاصی قدری پولدار شوند، برمی‌گردند و خانه‌هایی می‌سازند مانند بساز- بفروش‌های شهری که در تابستان جهنم و در زمستان یخچال می‌شود! زیرا روی سبک ساخت‌های قدیم مطالعه و این پرسش اصلا مطرح نمی‌شود که تجربه‌ای که طی قرون نسل به نسل منتقل شده است، چه حکمتی داشته است؟! میراث‌فرهنگی ما در همه جا در حال تخریب و تبدیل شدن به چهارراه‌ها و مغازه‌ها (و مکانیکی و تعویض روغن) بی‌ریخت شده است. و دیگر تفاوتی ندارد که در کجای ایران هستید؛ هویت‌های شهری دگرگون شده است. فرقی نمی‌کند که به مشهد وارد شده‌اید یا به اصفهان.

چرا جایی چون اصفهان توانسته تا حدود زیادی هویت خود را حفظ کند اما شهرهایی در حد و اندازه‌ اصفهان تغییر کرده‌اند؟


دلیل اول خود مردم اصفهان (و سایر مناطق مثل ابیانه و ..) هستند که در برابر سیاست‌های شهرسازی تحمیلی مقاومت می‌کنند. اصفهان هم با برج‌سازی‌هایی که نمای شهر و میدان اصلی را تحت تاثیر قرار می‌داد، تهدید می‌شد، اما مردم و نیروهای فرهنگی و سازمان‌های ملی و بین‌المللی چون میراث، یونسکو و..، حساسیت نشان دادند. زیرا این میراث فرهنگی به صورتِ همزمان، ملی و جهانی است و متعلق به کلِ بشریت.

آیا تغییر نام خیابان‌ها، به فرهنگ کمک می‌کند؟


این مورد ظریفی است. اگر به تغییر نام مکان‌ها پس از انقلاب دقت کنیم، می‌بینیم که برخی جا افتاده و برخی خیر. دلیل اینکه برخی نام‌ها جا می‌افتد، علاوه بر حُسن یا سوء انتخاب و تناسب در هر مورد، به این برمی‌گردد که آیا مردم نیز خود خواستار چنین تغییر نامی بوده‌اند و یا تصمیمی است که گرفته شده است. در این تغییر نام‌ها، اگر منظور پاسداشتِ نام‌آوران است، باید دقت زیادی صورت گیرد و از یاد نبرد که ارزش‌های آن عزیزان الزاما در نام فامیل آنها متبلور نیست. زیرا نام فامیل اسم مشترکی است که ممکن است در یک خانواده افراد غیرارزشی را نیز شامل شود. ارزش‌ها را باید در معانی و مفاهیم و نمادهای مناسب آن محتوا پاس داشت. برخی از خیابان‌ها مثل جاده‌ قدیم شمیران که در اواخر زمان شاه، کورش کبیر نامیده شد. در همان زمان هم به نام «جاده‌ قدیم شمیران» شناخته می‌شد. شنیده‌ایم که پس از انقلاب قرار بود طالقانی شود، اما خود آقای طالقانی پیشنهاد دادند که چون در این خیابان حسینیه ارشاد واقع شده است، به نام شریعتی گذاشته شود. دلیل این امر آشنا بودن ذهن مردم با این نام بود. اگر بخواهیم اسامی خیابان‌های شهر در اذهان مردم جا بیفتد و مناسب باشد باید اسامی ادبی، تاریخی، ملی و یا خیلی ساده، زیبا و طبیعی، مانند نام گل‌ها و ...، انتخاب شود. در برخی از کشورها و شهرها حتی شماره‌گذاری می‌شود تا شهروندان سریع‌تر و راحت‌تر خیابان‌ها را پیدا کنند. نام‌گذاری خیابان‌ها در هر شکل و حالتی که باشد باید طبق قاعده و اسلوبی خاص صورت پذیرد مثلا تعدد اسامی تکراری گیج‌کننده است. تغییر و تبدیل زیاد می‌تواند منجر به نوعی بی‌ثباتی هویتی و حافظه‌ای و انقطاع با میراث تاریخی-فرهنگی شود.  از کسی نیز پوشیده نیست که نبود حافظه تاریخی مساله‌ اصلی نسلِ جوانی است که از آن رنج می‌برد. زمانی که جامعه‌ای حافظه تاریخی نداشته باشد محکوم به تکرار اشتباهات می‌شود؛ زیرا هر بار از ابتدا آغاز می‌کند و چراغ راهی به نام گذشته را پیشِ رو ندارد.

آیا مکان‌ها هستند که در ذهن افراد خاطره را ایجاد می‌کنند یا اینکه ذهن افراد است که به‌دنبال عناصر و المان‌هایی برای ساخت یک خاطره است؟

خود این اماکن نیستند که فی‌نفسه ارزش دارند، بلکه تنها به‌عنوانِ نشانه، ردپاهایی از رخدادهای تاریخی‌اند. حفظ این اماکن از این نظر مهم است که از بین رفتن این نشان‌ها موجب سردرگمی می‌شود و به حافظه‌ تاریخی ضربه می‌زند. آمده‌اند و به ظاهر با منطق «نوسازی» همه‌ آثارِ گذشته را تخریب کرده‌اند. این «منطق» درهمه جاشکست خورده است: جمهوریخواهانِ فرانسه کاخ ورسای را دوباره بازسازی می‌کنند تا تاریخ و میراث تاریخی و ملی کشور سالم بماند. در کشور ما در فردای انقلاب برخی می‌گفتند باید تخت‌جمشید را هم خراب کنیم! نوع نگاه به تاریخ و گذشته باید عوض شود و نه بناها. تاریخ ایران همیشه یک تاریخ پادشاهی و شاهنشاهی و سلطنتی بوده و آثار هر دوره باید به خاطر حفظ تاریخ به دقت ترمیم و سالم نگاه داشته شود. حتی اگر این آثار ضد ارزش‌های انسانی هم باشند (مانند کشتارگاه‌ها، زندان‌ها و ..)، حفظ آنها مهم و ارجمند است. زندان‌های زمان شاه را که شهرداری تبدیل به پارک می‌کند یا زندان قزل قلعه که تره‌بار آل احمد شده، و .. پاک کردن تاریخِ مبارزات ملتِ ماست و گذشته آبستن آینده است، ملتی که گذشته ندارد همانندِ فردی است که آلزایمر گرفته است. ملتی آینده دارد که گذشته‌ای مشخص دارد. صرف طولانی بودن تاریخ یک تمدن بدون خودآگاهی انتقادی افتخارآور نیست. ظاهر گذشته باید حفظ-و-اصلاح شود، و باطن آن دگرگون و نوسازی شود. در این‌صورت، تضاد قدمت و تجدد و سنت و مدرنیته در تالیف و سنتز درستی از بین می‌رفت، و  استمراری منطقی میان حال و گذشته و آینده برقرار می‌شد. نیروهای مختلف سیاسی-ایدئولوژیک اما در گذشته، نتوانستند در ایران افق روشنی نشان دهند و درست راه‌یابی کنند. این را امروز در درهم‌ریختگیِ زبان و بی‌ریختی شهر و در برخی رفتار شهروندان می‌بینیم. بی‌ریختی و بدقیافه‌گی شکل شهر در بیلبوردها و تابلوهای شهر نیز متبلور است. در کنار یک تابلوی تبلیغ لوازم آرایشی، تبلیغ امر دیگری را نشانده‌اند. حتی در کشورهای سرمایه‌داری مصرف‌گرا نیز این شکل از تبلیغات در معابر عمومی را ندیده‌ایم. تبلیغاتی که در بزرگراه‌ها می‌تواند گاه منجر به تصادف شود، زیرا توجه راننده را به خود جلب و منحرف می‌کند. این شکل از مظاهر سرمایه‌داری که به سود سفارش‌دهندگان است، در کنار نصیحت همان پدیده‌ متناقض‌نما و زشت شهر ماست. انقلابِ جدی امروزه انقلابِ زیباشناسانه است.

تضاد واقعیت موجود با چیزی که تبلیغ می‌شود از نظر هویتی چه مشکلی ایجاد می‌کند؟


همین «کژتابی»هایی که برخی از روشنفکران به آن اشاره می‌کنند، نتیجه همین عدم توازن و تضادهاست. در فرهنگ دینی به این دوگانگی «نفاق» می‌گویند، یعنی بین آنچه هست و عمل می‌کنند و آنچه دلخواهشان است و می‌گویند، حفره‌های عمیق وجود دارد. در این حالت افراد ثبات شخصیت ندارند و دورویی و فرصت‌طلبی نیز از شاخص‌های این بی‌ثباتی فرهنگی و اعتقادی است. مطالعه‌ تاریخ ایران که همواره چهارراه حوادث و تهاجمات بوده، تا حدی این معضل را قابل فهم می‌کند. برای مواجهه با این بحران اخلاقی باید تلاش کنیم تا با این ریشه‌های روانی-فکری آن مبارزه کنیم. نیچه شاید با الهام از داستان آرش کمانگیر می‌گفت «فضیلت پارسی این است که: راست بگو و تیرت را بلندتر بیفکن!» اما متاسفانه یکی از مشکلات جدی امروزین جامعه رواجِ «دروغ» شده است.

یکسان‌سازی‌ها در معماری، در رفتار و ...، چه مشکلی در جامعه ایجاد می‌کند؟


تجربه تراکم و هم‌شکل‌سازی در کشورهای صنعتی که به دلیل ازدیاد جمعیت و کمبود جا صوت گرفت (و در بسیاری از شهرهای ما بی‌دلیل است)، در همه جا شکست خورده است. و این شهرک‌ها و حاشیه‌شهرها و ...، امروز به مناطق بحرانی و سرخ تبدیل شده است. ما در کشوری هستیم که از نظر وسعت با سایر کشورها قابل مقایسه نیست. اراضی کشاورزی ایران به اندازه کل کشور فرانسه است. ما به ساخت برج و تراکم و تبدیل شهر به بلوک‌های شبه‌کمونیستی نیازی نداریم. تفکر تمرکزگرا و سانترالیستی (که از زمان شاه شاید از ترکیه و فرانسه آمده باشد) باید تعدیل شود. ایران به تمرکززدایی نیاز دارد و قدری همانند آلمان به بینش فدرالی‌، تا مناطق قوی شوند و جمعیت پخش شود، تا با جمع شدن همه چیز در کلانشهری چون تهران (چنانکه پاریس) منشا این مشکلات نشود.

راه‌حل چیست؟


حل این مشکل عظیم ساده نیست. زیرا ساختارها و زیرساخت‌ها شکل گرفته‌اند. از سویی، موقعیت خاص جغرافیایی مثل خطر زلزله برای تهران که اگر به وقوع بپوندد، فاجعه قرن رخ می‌دهد و از سوی دیگر، ساخت‌هایی که طی یک سده‌ شکل گرفته‌اند؛ و از تهران نمادِ همه مشکلاتِ ما در صد سال گذشته را به نمایش گذاشته است. و این به یک دولت خاص هم ربطی ندارد، بلکه برآیندی از شیوه‌ کلانِ مدیریت از سوی مجموعه و تمامیتِ دولت‌های گذشته است. نه‌تنها نیروهای سنتی بلکه مسئولان مدرنیست هم اشتباهات استراتژیک در بنای چنین ساختمانی مرتکب شده‌اند. حلِ این معضلِ نهادین‌شده دشوار است. تا این مشکلات بنیادین با تحلیلِ آسیب‌شناسانه‌ ریشه‌یابی نشود، چشم‌اندازِ توسعه‌ شهری ناروشن می‌ماند. در این میان، تنها تلاش سیاسی از سوی دولت‌ها و شهرداری‌ها نیز کافی نیست. به‌روشنی می‌بینیم که عموما «حوزه یا سپهر عمومی» در میانِ خودِ شهروندان نیز معنا و ارجی ندارد. همه روزه در خیابان‌های شهر، افرادی از طبقات مرفه بالای شهر را می‌بینیم که با ماشین‌های آخرین مُدل پس از صرف غذا، ظرف خود را به خیابان پرتاب می‌کنند. معنای این حرکت این است که حوزه عمومی را با سطل زباله برابر و یکی می‌دانند. حوزه‌ عمومی، طبیعت، و ... را از آن خود نمی‌دانند. همین افراد اما درونِ خانه‌ خود را تمیز نگاه می‌دارند (و وقتی به خارج کشور می‌روند کاملا رفتار شهروندی متمدنانه دارند). در تهران، البته هر شب از سوی شهرداری برای تخلیه زباله‌ها می‌آیند، اما این در قیاس با کشورهای توسعه‌یافته که برای هر خانه چندین سطل زباله مخصوص شیشه، کاغذ، پلاستیک، و .. دارد، کافی نیست. از این گذشته از سوی افراد و شرکت‌هایی سودجو، کودکان و نوجوان‌ها سازماندهی شده‌اند تا از درون سطل آشغال‌ها، پسمانده‌ها را استخراج و تفکیک کنند برای بازسازی. در حالی‌که این امر از نظر قوانین بین‌المللی کار در رابطه با منع کار کودکان و آسیب به سلامت آنها جرم محسوب می‌شود. برای رویارویی با این مشکلات از سویی، نیاز به یک بینشِ نو و سالمِ ریشه‌ای و ساختاری، و به نوعی همّتِ ملی و مدنی خودانگیخته، به‌شدت احساس می‌شود.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: سفارش دکتر شریعتی به پسرش چه بود
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 14:41  توسط algameh  | 

زمین‌لرزه ۴.۳ ریشتری سربیشه را لرزاند

زمین‌لرزه 4.3 ریشتری ساعت 4 و 42 دقیقه بامداد امروز سربیشه در خراسان‌جنوبی را لرزاند.

فرماندار سربیشه در گفت‌وگو با فارس در بیرجند گفت: زمین لرزه 4.3 ریشتری ساعت 4 و 42 دقیقه بامداد امروز در عمق 9 کیلومتری سربیشه در استان خراسان جنوبی را لرزاند.

غلامرضا حسین‌پور افزود: هنوز گزارشی از خسارات احتمالی دریافت نشده است.

بعد از این زمین لرزه چهار پس لرزه دیگر شهرستان‌های خوسف و سربیشه را لرزاند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: زمین‌لرزه ۴, ۳ ریشتری سربیشه را لرزاند
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 14:41  توسط algameh  | 

دفاع سفیر فرانسه در تهران از موضع‌گیری فابیوس

روزنامه شرق به گفت‌وگو با «برونو فوشه» سفیر فرانسه در تهران پرداخته است. وی از موضع «لوران فابیوس» وزیر خارجه کشورش در جریان نشست ژنو دفاع کرد و آن را ضامن پایداری توافق توصیف کرد.

* نخستین پرسشی که به ذهن می‌رسد از حوزه فرهنگی است. خوانندگان ما علاقه‌مندند بدانند سفیر فرانسه در ایران چه فعالیت‌های فرهنگی‌ای را دنبال می‌کند، تا آنجایی که می‌دانم شما عرب‌زبان هستید، آیا زبان فارسی فرامی‌گیرید،‌ سازی ایرانی می‌زنید؟


اول از اینجا شروع کنم که آشنایی من با ایران از دوسال پیش که به‌عنوان سفیر پاریس در تهران منصوب شدم آغاز نشده. من در فاصله 1997 و 2000 هم در سفارت فرانسه در تهران بودم. 1997 که آمدم چیزی در مورد ایران نمی‌دانستم. اما ایران برای یک فرانسوی، معنای خاصی دارد. یک معنای رازانگیز... در مورد ایران به زبان فرانسه آثاری وجود دارد که معمولا این آثار برای شناخت ایران خوانده می‌شوند. امپراتوری پارس -که بخش مهمی از تاریخ ایران به‌شمار می‌رود - البته برای فرانسوی‌ها بسیار جالب است. پیش از آنکه در سال 1997 به تهران بیایم برای یک دوره پنج‌ساله در شورای امنیت سازمان‌ملل در نیویورک مشغول به کار بودم. بعد از اتمام ماموریتم در شورای امنیت، رییسم به من پیشنهاد کار در بروکسل داد. من گفتم که برای من کار در بروکسل جذابیتی ندارد و خواستم که من را به جایی بفرستند که تمدن بزرگی داشته باشد. این موجب تعجب خیلی از مقامات مسوول من شده بود. با این وجود من ایران را انتخاب کردم و تصمیم گرفتم به ایران بیایم؛ تصمیمی که هرگز از گرفتنش پشیمان نشدم. ابتدا در همان واشنگتن فارسی یادگرفتن را شروع کردم. البته مدتی هم زبان «پهلوی» (پارسی باستان) یاد می‌گرفتم. من البته به موسیقی خیلی علاقه دارم. خود من «ویولنسل» می‌نواختم. ساز ایرانی نمی‌زنم اما در بین آلات موسیقی ایرانی کمانچه، تار و نی و البته دف را بسیار دوست دارم. اگر قرار بود ساز ایرانی بزنم حتما کمانچه می‌زدم. خیلی مشغله دارم و به همین دلیل وقت زیادی برای تمرین فارسی ندارم. اوقات‌فراغتم را هم صرف خواندن کتاب‌های تاریخی در مورد ایران می‌کنم همین اواخر کتاب بسیار قطوری را در مورد مغول‌ها در ایران می‌خواندم. تاریخ ایران تاریخ بسیار پیچیده‌ای است. اقوام بسیاری از این سرزمین عبور کرده‌اند. در عین حال پیوندهایی هم میان ایران و فرانسه از جنبه تاریخی وجود دارد. اگر شما علاقه‌مند به تاریخ باستان یا تاریخ ادیان باشید حتما به نام ایران - و چیزهایی که این تمدن به جهان داده است - بر خواهید خورد. تاثیر ایران، فقط محدود به سرزمین خودش نیست. ایران بر کل منطقه تاثیر گذاشته است. چندی پیش در سفر به کابل و در بازدید از موزه، آثار دوره غزنویان را مشاهده می‌کردم که در آن تاثیر تمدن ایران خیلی بارز و قابل‌توجه بود. به همین ترتیب من به تمدن ایرانی همیشه علاقه‌مند بوده و هستم.

* آقای سفیر، شما در دوره‌ای متفاوت در ایران مشغول به کار شدید. اوایل دوران اصلاحات، دولت احمدی‌نژاد و البته روزهایی که دولت روحانی مستقر است. چه تفاوت‌هایی از نگاه شما در جامعه ایرانی در این سال‌ها بارز بوده است.

 خودم هم وقتی در دوره دوم ماموریتم در سال 2011 به تهران برگشتم این مقایسه را انجام می‌دادم. چیزهایی عوض شده و چیزهایی دست‌نخورده مانده بود. تمدن این کشور همچنان سر جایش دست‌نخورده باقی مانده است. خیلی لذت بردم که توانستم آثار باستانی ایران را دوباره ببینم. نظام سیاسی در ایران باثبات است و طی این سال‌ها، تغییر بنیادینی نکرده است. من تقریبا تجربه کار با چهار رییس‌جمهوری ایران را دارم. وقتی آمدم پایان کار آقای رفسنجانی بود، خاتمی به‌تازگی انتخاب شده بود. اعتبارنامه سفیری خود را به احمدی‌نژاد دادم و امروز که با شما صحبت می‌کنم شاهد انتخاب حسن روحانی هم بوده‌ام. نکته قابل‌توجه برای من این است که کشور بسیار مدرن‌تر شده است. زیرساخت‌های بسیاری اضافه شده است. چشم‌اندازهای شهری خیلی سریع عوض شده است. البته سال‌های درآمدهای خوب از فروش نفت در ایران در چشم‌اندازهای شهری مثل تهران تغییرات زیادی ایجاد کرده است. البته تغییرات اجتماعی هم در ایران ملموس است، به نظرم ظهور واضح‌تر و قوی طبقه متوسط در ایران قابل‌تامل است. مثلا قبلا می‌دیدیم که خانوارهای ایرانی خیلی از وسایل نقلیه عمومی استفاده می‌کنند اما این روزها در تهران می‌بینم که بسیاری وسایل نقلیه شخصی سوار می‌شوند. ایرانی‌ها همچنان بسیار دوست‌داشتنی و البته شهر تهران بسیار شلوغ و پرتردد است.

* ایران کشوری فرانسه‌زبان نیست. در مدارس هم انگلیسی به‌عنوان زبان خارجی تدریس می‌شود. با این حال بسیاری از دانشجویان و دانش‌آموزان ایران مایلند به فرانسه بروند و تحصیلات خود را ادامه دهند. شما به‌عنوان سفیر فرانسه چه امکاناتی برای این گروه از دانشجویان ایرانی قایل هستید؟

درست است که ایران کشور فرانسه‌زبانی نیست اما ارتباط ایران با زبان و فرهنگ فرانسه در مقایسه با کشورهای همسایه خیلی قوی‌تر و بیشتر است. این البته برمی‌گردد به اینکه تاریخ روابط ما هرگز تاریخ خصمانه‌ای با هم نبوده است. هر چقدر هم مشکلات سیاسی وجود داشته است، اما ما هرگز روابط خصمانه‌ای نداشته‌ایم. ایران با بعضی کشورها روابط تنش‌زایی داشته است اما در این میان حذف‌شدن فرهنگ فرانسه از ایران تاسف‌بار است. قبل از انقلاب در ایران حدود هشت‌هزار دانش‌آموز در مدارس فرانسوی درس می‌خواندند. حضور زبان فرانسه در دیگرکشورهای همسایه خیلی بیشتر است مثلا در امارات‌متحده‌عربی ما حدود 12هزار دانش‌آموز داریم. در عربستان‌سعودی که معروف است که کشور بسته‌ای است، ما سه دبیرستان با حدود سه‌هزار محصل داریم. در کابل هم همین‌طور، در مدرسه «استقلال» محصلان فرانسه‌زبان مشغول فراگیری زبان هستند. در ایران هم موسسات و مدارس زبانی که به آموزش زبان مشغولند البته تعدادشان بسیار کاهش یافته است. فرانسه پنجمین زبان زنده دنیاست. 220میلیون فرانسه‌زبان در دنیا به این زبان حرف می‌ز‌نند. در 75 کشور در سراسر دنیا به این زبان حرف می‌زنند و سازمان زبان فرانسه دومین سازمان بزرگ در دنیاست. فرهنگ فرانسه در قاره‌ای خیلی گسترده که به آن قاره فردا می‌گویند (آفریقا) بسیار پرنفوذ است بنابراین خیلی طبیعی است که فرانسه موردتوجه ایرانی‌ها باشد. حدود دوهزار ایرانی در فرانسه تحصیل می‌کنند. این کشور بعد از بریتانیا، آمریکا و اخیرا استرالیا چهارمین مقصد ادامه تحصیلات در دنیاست. 267هزار دانشجوی خارجی در فرانسه هستند. دانشجویان ایرانی مشتاق‌به‌ادامه‌تحصیل در فرانسه می‌توانند در رشته‌های مختلف فنی، ادبی و علوم انسانی به فرانسه بیایند. برای فراگیری فرانسه هم می‌توانند به موسسات خصوصی مراجعه کنند و هم اینکه به مرکز زبانی خود سفارت مراجعه کنند و البته 10سالی است که منتظر باثبات‌شدنش هستیم و از همه کسانی که خواهان ادامه تحصیل هستند استقبال می‌کنیم. دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه حسن‌شهرت دارند و قدمشان روی چشم. در ایران چهارمیلیون دانشجو داریم که اکثرشان خانم‌ هستند. اینها آینده ایران هستند و آینده روابط ایران و فرانسه هم بخشی از همین شرایط آموزشی و فرهنگی است. من باید بگویم که حداقل تلاش‌های من در این زمینه است.

* چالش هسته‌ای، روابط خارجی ایران را در دهه گذشته تحت‌تاثیر قرار داده است و البته روابط با فرانسه را هم. پس از سپری‌شدن دوره مذاکره با تروییکای اروپا (انگلیس، فرانسه و آلمان)، نقش اروپا کمتروکمتر شد. این پرونده اکنون ظاهرا به دعوای ایران و آمریکا تبدیل شده است. موضع فرانسه برای حل مساله چیست؟ بسیاری از ایرانیان معتقدند موضع آقای «فابیوس» در کنفرانس ژنو حتی از موضع آمریکا هم تندتر بود...

چیزی که می‌گویید را بارها من هم شنیده‌ام. البته متناقض هم هست. از سویی گفته می‌شود که این قضیه ایران و آمریکاست و اروپایی‌ها دیگر کاری نمی‌توانند انجام دهند و از سویی می‌گویند کاری که دقیقا آمریکایی‌ها خواستند را نمی‌کنیم. البته مشخص است که پرونده هسته‌ای موضوع بسیار مهمی است و باعث بروز کدورت‌هایی میان ایران و جامعه جهانی شده است. نباید فراموش کرد که پرونده هسته‌ای ایران یک موضوع دوجانبه میان تهران و پاریس نیست. البته باید بگویم که مساله فقط پرونده هسته‌ای نبود، این پرونده با سبکی از ریاست‌جمهوری در ایران (در دوره احمدی‌نژاد) به صورتی گره خورد که همه مسایل دشوارتر شد. بهترین دلیل برای اینکه قبول کنیم این حرف درست است این است که به محض اینکه آقای روحانی به ریاست‌جمهوری انتخاب شد از فضا تنش‌زدایی شد. 10سال نتوانستیم هیچ گفت‌وگوی سازنده‌ای داشته باشیم به محض اینکه چهره‌ای جدید با ادبیاتی جدید آمد، در عرض چند ماه در ژنو به توافق رسیدیم. این نکته بسیار مثبتی است موضع فرانسه در مورد پرونده هسته‌ای هرگز تغییری نکرده است. این موضعی علیه ایران نیست، یک بحث اصولی است. موضوع منع گسترش تسلیحات هسته‌ای یک ضرورت است برای صلح و ثبات بین‌المللی. هیچ دستور کار پنهانی وجود ندارد. سیاست‌های فرانسه در مورد پرونده هسته‌ای در دوره «سارکوزی» و هم در دوره «اولاند» یکسان بوده است. این موضوع بر دو محور متکی است؛ محور اول اینکه ما اعتقاد داریم می‌توان این پرونده را از طریق مذاکره حل کرد. موضع همه کشورها نسبت به پرونده ایران این نیست ولی موضع فرانسه از همان ابتدا تا حالا همین بوده است. دومین نکته این است که توافق میان ایران و جامعه بین‌الملل باید محکم، باثبات، قابل اعتماد و جدی باشد و این توافق بتواند چارچوبی برای پرونده هسته‌ای ایران پدید بیاورد که قابل دوام باشد. مشکل اول پرونده هسته‌ای مساله اعتماد است. به تازگی مقاله‌ای از آقای موسویان می‌خواندم که در آن گفته شده دیگر نمی‌شود مثل 10سال گذشته بدون پیشبرد کار منتظر ماند. این پرونده روابط را پیچیده کرده است و باید این پیچیدگی را حل کرد. قطعنامه‌های شورای امنیت هست، قطعنامه شورای حکام هست و همه اینها در کنار هم، یک کلیت را تشکیل می‌دهد. اما آنچه مهم است این است که در 24 نوامبر به توافق رسیدیم و همین امروز هم مذاکره‌کنندگان مشغول زمینه‌سازی برای توافق نهایی هستند. ایران نگرانی‌هایی دارد ما هم آمادگی داریم نگرانی را رفع کنیم ما هم همین‌طور، نگرانی‌هایی داریم که باید مورد توجه قرار بگیرد. آنچه برای ما مهم است این است که بتوانیم به توافقنامه‌ای باثبات و قابل‌دوام و حافظ منافع همه برسیم. ما هیچ وقت منکر حق ایران برای انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای نشده‌ایم. نگرانی ما همان نگرانی آژانس است که این برنامه صلح‌آمیز باشد. این اطمینان فقط با کلام به دست نمی‌آید ابزارهای اعتماد‌سازی وجود دارد و این همان کاری است که مذاکره‌کنندگان مشغول آن هستند.

* اما در جریان توافق ژنو موضع‌گیری «فابیوس» خیلی تعجب‌آور بود. گفته می‌شد این بار فرانسه کار را از آمریکا هم سخت‌تر گرفته است. افکار عمومی هم واکنش نشان دادند صفحه فیس‌بوک فابیوس پر از انتقاد ایرانی‌ها شده بود. اما این واکنش به افکار عمومی ایران محدود نماند حتی ایران‌شناسی مثل «برنار اورکاد» هم هشدار داده بود که فرانسه خود را تبدیل به «شیطان کوچک» کرده...

به‌نظرم واکنش افکارعمومی منصفانه نبود. اول اینکه مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 است. این مسوولیتی بود که شورای امنیت تعیین کرده است. به‌نظرم بعضی از کشورها می‌خواستند خیلی سریع و بدون مشورت دیگران جلو بروند و اینکه یکی بخواهد بدون توجه به‌نظر دیگران و مشورت با دیگران سریع برود جلو، پرسش‌برانگیز بود. همین‌طور که گفتم موضع فرانسه مناسب با منافع خودش است و برای آن منتظر دستورالعمل واشنگتن نمی‌ماند. نظر وزیر خارجه فرانسه این بود که برای رسیدن به توافقی محکم و قابل دوام مذاکرات باید ادامه داشته باشد و حق هم داشت برای اینکه توافق موقت دو هفته بعد به امضا رسید و همه معترفند که توافق 24 نوامبر توافق بسیار خوبی است. من هم فکر می‌کنم که در 9 نوامبر کمی شتاب‌زدگی وجود داشت ولی فکر می‌کنم انسان خوب است که شتاب‌زده نباشد و دو هفته صبر کند اما در نهایت به توافقی برسد که قابل دوام و محکم باشد.

* همزمان با این انتقاد‌ها در ایران و در همه رسانه‌ها دایم صحبت از تفاوت گرایش‌های گلیستی و آتلانتیکی در سیاست خارجی فرانسه می‌شود؛ اینکه فرانسه تحت‌تاثیر گرایش‌های آتلانتیکی است. البته کارشناس‌های فرانسوی هم کمابیش چنین گرایش‌هایی را تایید می‌کنند. «آلن گرش» یا «تیه ری کویل» بر همین نکته دست گذاشته‌اند. حتی اینکه خیلی هم بین رییس‌جمهوری سوسیالیست با غیرسوسیالیست در سیاست خارجی فرقی نیست... .

این حرف محقق‌هاست. ما قدیمی‌ترین متحد آمریکا از همان ابتدای پیدایش این کشور هستیم. هیچ وقت هم با هم جنگ نداشتیم. اولین سفارتی که آمریکا در خارج باز کرد در شهر بوردو فرانسه بود. روابط خوب و نزدیک بود. بعد از جنگ جهانی دوم آمریکا برنده جنگ بود و اروپایی‌ها تضعیف شدند. در آن دوره «ژنرال دوگل» خیلی تلاش کرد تا بتواند تصویر فرانسه را مجددا احیا کند. این سنت «گلیستی» در دیپلماسی فرانسه به یک معنا هیچ وقت هم قطع نشده است. ما یک دیپلماسی مستقل داریم اما متحدانی هم داریم که با هم مشورت می‌کنیم. ما در طول تاریخ با آمریکا ناهمسویی‌هایی داشته‌ایم. فرانسه بر مبنای منافع خاص خودش تصمیم می‌گیرد. سال 2003 در مورد عراق اختلاف‌نظر داشتیم همین اواخر در مورد عضویت دولت خودگردان فلسطینی به‌عنوان عضو ناظر در سازمان‌ملل باز با هم اختلاف داشتیم و تاریخ می‌گوید که فرانسه پیرو ایالات متحده آمریکا نیست. کسانی که در دستگاه دیپلماسی هستند، می‌دانند و روند تصمیم‌گیری و چگونگی آن را می‌بینند. برای نمونه اگر به شورای امنیت نگاه کنیم، می‌بینیم که منشا تصویب اغلب قطعنامه‌ها، فرانسه بوده است. نقش پیش‌رو و الهام‌بخش فرانسه در روابط بین‌الملل بسیار قوی است؛ این فرهنگ ماست و من به شما اطمینان می‌دهم وقتی قرار است در فرانسه تصمیمی گرفته شود با تلفن از واشنگتن هماهنگ نمی‌شود اما ما دایما با متحدان‌مان در حال مشورت هستیم.

* ما از یک سو شاهد موضع‌گیری خاص فرانسه در ژنو 2 بودیم و از سوی دیگر شاهد آمدن بزرگ‌ترین هیات اقتصادی اروپا «مدف» (انجمن کارفرمایان خصوصی فرانسه) به ایران. اینها باعث ایجاد یک تصویر دو گانه از فرانسه نزد ایرانیان است...


به‌نظرم متناقض نیست. این تصور که فرانسه خواست مانع توافق بشود اصلا درست نیست. تصور من این است که اتفاقا فرانسه توافق را نجات داد. یک توافق ضعیف نمی‌توانست چندان دوام بیاورد و کار با واشنگتن به جایی نمی‌رسید. حالا چرا چنین هیات اقتصادی به ایران می‌آید؟ به این دلیل که شرکت‌ها و تجار فرانسوی در ایران منافعی دارند و علاقه‌مند به گسترش روابط هستند. اصلا بحث این نبود که ما بنگاه‌های فرانسوی را تشویق کنیم که تحریم‌ها را دور بزنند... .

* درست است اما حتی از طرف 1+5 هم فرانسه واکنش‌هایی گرفت. «اوباما» تهدید کرد مثل آجر روی سر شرکت‌های فرانسوی خراب می‌شویم... ظاهرا از آن طرف هم نگرانی وجود دارد که فرانسه فراتر از مرز پایش را نگذارد... .


هیات اقتصادی یک هیات اکتشافی بود و برای ارزیابی امکانات آمد برای اینکه شرکای تجاری ایرانی‌اش را ببیند؛ نیامد که قرارداد امضا کند. در عین حال ما می‌خواستیم به طرف ایرانی نشان بدهیم که اگر اختلاف‌ها بین ایران و جامعه بین‌الملل حل‌وفصل شود، ما آماده گسترش همکاری‌ها هستیم. ضمن اینکه ایران هم دقیقا باور کند اگر شکل پرونده هسته‌ای حل بشود تجار فرانسوی علاقه‌مند به بازگشت به بازار ایران هستند. برای فرانسه مساله تنها پرونده هسته‌ای نیست. همکاری‌های اقتصادی هم مهم هستند. قرار است تحریم‌ها روزی برداشته شوند و در این بازی که اصلا مخفی نیست و بسیار هم روشن است بعد از عادی‌سازی روابط، مناسبات اقتصادی عادی می‌شود و گسترش پیدا می‌کند؛ حرکتی تشویقی است برای رسیدن به توافق نهایی.

* در سطح منطقه‌ای هم روبه‌روی شکل‌گیری آرایش‌های جدیدی هستیم. تا پایان سال پیش‌رو آمریکا از افغانستان بیرون می‌رود... برنامه دیپلماسی فرانسه برای خاورمیانه چیست؟ نقش فعالانه‌تری را خواهیم دید؟ ...


مطمئنم نیستم که آمریکا از افغانستان و منطقه بیرون برود. آنچه قطعی است این است که نقشه انرژی در منطقه دارد عوض می‌شود: کشورهایی که امروز به نفت خاورمیانه نیاز دارند بیشتر در آسیا هستند نه در آمریکا یا در اروپا. برای مثال 52درصد نفت وارداتی چین از خاورمیانه است و این عدد برای اروپا زیر 20درصد است. این واقعیت منطقه است. البته واقعیت سیاسی متفاوت است. علاقه‌مندی جدی نسبت به این منطقه وجود دارد و تصور هم نمی‌کنم آمریکا از این منطقه خارج شود. الان نمی‌دانیم آینده چطور می‌شود... شکل حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان تغییر خواهد کرد؟ ... هنوز بر سر این مساله بحث وجود دارد.

* بحران اوکراین هم از دیگر مسایل جدید است. به نظر شما اختلاف‌نظر غرب با روسیه در مورد استقلال «کریمه» تا چه اندازه می‌تواند بر پرونده هسته‌ای ایران تاثیر بگذارد؟ مذاکرات 1+5 با ایران مهم‌ترین محل برخورد این قدرت‌ها بعد از رویدادهای اوکراین است...

نه لزوما. درست است که بحران کریمه رفته‌رفته شکل ناخوشایندی به خودش می‌گیرد اما پرونده هسته‌ای، پرونده متفاوتی است، حداقل در رفتار روس‌ها مشخص است که تاثیری نداشته است. مسلم است که اعلام استقلال [خود مختاری] «کریمه» وضعیت را وخیم‌تر خواهد کرد. تحریم‌هایی علیه روس‌ها برقرار می‌شود. اروپا رفراندوم برگزارشده در «کریمه» را غیرقانونی می‌داند چرا که در قانون اساسی اوکراین اصلا پیش‌بینی نشده بود. اما ماهیت دو پرونده متفاوت است و ربطی به هم ندارند.

* به‌عنوان آخرین سوال؛ فرانسوی‌ها ضرب‌المثل جالبی دارند که می‌گوید «غیرممکن» فرانسوی نیست، در مورد پرونده هسته‌ای می‌توانیم اعمال کنیم؟

بله، امیدوارم. من همیشه خوشبین بوده‌ام. به گفت‌وگو اعتقاد دارم و معتقدم می‌شود راه‌حلی پیدا کرد که هم منافع ایران را تامین کند و همه خواست سایر مذاکره‌کنندگان را. من به‌عنوان سفیر فرانسه در تهران اولین نفری هستم که می‌خواهم توافق اتفاق بیفتد تا روابط دوجانبه ما در حوزه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ارتقا پیدا کند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: دفاع سفیر فرانسه در تهران از موضع‌گیری فابیوس
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 14:41  توسط algameh  | 

مطالب قدیمی‌تر