X
تبلیغات
algameh

algameh

algameh

آخرین وضعیت جوی و ترافیکی کشور

رئیس مرکز کنترل ترافیک راهور ناجاگفت: برابر آخرین اخبار دریافتی در استانهای سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی بارش پراکنده باران اعلام شده‌است.

به گزارش فارس، سرهنگ حمیدی، رئیس مرکز کنترل ترافیک راهور ناجا در خصوص آخرین وضعیت جوی و ترافیکی کشور اظهار داشت: برابر آخرین اخبار دریافتی در استان‌های سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی بارش پراکنده باران اعلام شده ‌است.

رئیس مرکز کنترل ترافیک راهور ناجا گفت: سایر محورهای مواصلاتی کشور از جوی آرام و ترافیکی عادی و روان برخوردار هستند.

وی تصریح کرد: محور هراز (محدوده تونل مشا ) از ساعت 06:00 الی 18:00 روز سه شنبه مورخه 02/02/1393 به منظور انجام عملیات نصب سیستم تقویت کننده تلفن همراه مسدود می‌شود.

رئیس مرکز کنترل ترافیک راهور ناجا خاطر نشان کرد: در زمان انسداد تردد وسایل نقلیه از جاده قدیم هراز ( گردنه امام زاده هاشم ) انجام خواهد شد.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: آخرین وضعیت جوی و ترافیکی کشور
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 10:44  توسط algameh  | 

اعلام ميزان ارز همراه مسافران به عربستان

ارز همراه مسافران ایرانی اعم از زائر و غیر زائر در مبادی ورودی و خروجی عربستان سعودی به میزان 18750 ریال سعودی و یا معادل آن به سایر اسعار تعیین شد.

به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران‌، این اقدام برای تمامی مسافران هوایی، زمینی و دریایی که به صورت مستقیم و غیر مستقیم به عربستان سعودی عزیمت می کنند در مبادی ورودی و خروجی این کشور اعمال خواهد شد.

چنانچه مسافر به هنگام خروج بیش از میزان مقرر ارز به همراه داشته باشد ملزم به ارایه مستندات آن است.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: اعلام ميزان ارز همراه مسافران به عربستان
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 10:44  توسط algameh  | 

ارزیابی کری و ابراهیمی از تحولات سوریه

جان کری پس از مذاکراتی که در ژنو با محوریت تحولات اوکراین داشت، دیدار دو جانبه‌ای را با اخضر ابراهیمی برگزار کرد که محوریت آن حمص و اوضاع آن بود.

به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اینترنتی پانوراما، اطلاعاتی که پیرامون نشست دو جانبه جان کری، وزیر خارجه آمریکا با اخضر ابراهیمی، فرستاده مشترک سازمان ملل و اتحادیه عرب در نشست اخیر ژنو فاش شده است، حاکی از این است که مساله کنترل ارتش سوریه بر شهر حمص در این دیدار مورد توجه قرار گرفته و بر روی مساله مداخله نظامی یا مذاکرات سیاسی یا هر دو این گزینه‌ها تمرکز شده است.

کری هراس خود را نسبت به این مساله اظهار کرد که حمص آغازی برای یک مرحله جدید باشد و به نمونه‌ای برای حلب تبدیل شود.

وزیر خارجه آمریکا اظهار کرد که حمص برای مساله تصدی پست ریاست جمهوری بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه تعیین کننده است.

کری از ابراهیمی خواست دست به هر کاری با عنوان کمک‌های بشردوستانه بزند تا فشارهای نظامی در حمص را بکاهد.

فرستاده مشترک سازمان ملل و اتحادیه عرب نیز عنوان داشت که تا زمانی که تفاهم مشترکی میان روسیه و آمریکا پیرامون به جریان انداختن روند سیاسی وجود نداشته باشد، وی اعتقاد ندارد که بتواند دست به کاری بزند.

ابراهیمی پیش بینی کرد، در صورتی که اوضاع به همین موال باقی بماند، "انقلاب سوریه که از صمیم قلب آن را دوست دارد" ناکام بماند و جهان نتایج انتخابات سوریه را که به نفع اسد تمام می‌شود، به رسمیت بشناسد.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: ارزیابی کری و ابراهیمی از تحولات سوریه
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 10:43  توسط algameh  | 

پرداخت نقدی یارانه اشتباه جبران‌ناپذیر

محمد حسین برخوردار، عضو اتاق بازرگانی تهران در روزنامه ایران نوشت:

پرداخت یارانه نقدی به مردم در راستای جبران هزینه ناشی از افزایش قیمت حامل‌های انرژی و به دنبال آن رشد نرخ تورم اشتباهی بود که در نهایت منجر به انحراف قانون هدفمندی یارانه‌ها از مسیر اصلی شد، درست به همین دلیل بود که برخلاف انتظار در نتیجه انجام مرحله نخست این قانون رکود تورمی و ضرر هنگفت صنایع مختلف به بار آمد.

در تمام اقتصادهای دنیا حمایت نقدی دولت از مردم به صورت پرداخت اعانه‌ای موجب ورود نقدینگی به سطح جامعه و در نهایت تورم بخش‌های غیرمولد اقتصاد می‌شود، اتفاقی که بطور مشابه در کشور ما روی داد و دولت برای جبرانش علاوه بر هزینه کردن درآمد ناشی از افزایش قیمت حامل‌های انرژی مجبور به استقراض از بانک مرکزی و چاپ پول شد. در طرف دیگر دهک‌های نیازمند با وجودی که یارانه را به صورت نقدی دریافت می‌کردند به دلیل افزایش نرخ تورم از محل رشد صعودی نرخ دلار متحمل زیان شدند چراکه یارانه دریافتی بسیار کمتر از نرخ رشد هزینه‌هایشان بود.به این ترتیب دولت می‌تواند با حمایت‌های مالی خود در بخش بهداشت، سلامت، آموزش و پرورش و حمل و نقل مانع از رشد دوباره نقدینگی در جامعه شود البته در این میان دهک‌هایی هم هستند که برای توانمند‌سازی باید یارانه را به صورت نقدی دریافت کنند که تعداد این افراد بسیار کمتر از رقمی است که تاکنون یارانه را به صورت نقدی از دولت دریافت کرده‌اند.

در صورت انصراف دهک‌هایی که به یارانه نیاز ندارند دولت می‌تواند با سامان بخشیدن زیرساخت‌ها از جمله بخش حمل و نقل شرایط را برای سرمایه‌گذاری فراهم کند چراکه با شرایط فعلی کمتر سرمایه‌داری حاضر به سرمایه‌گذاری می‌شود از سوی دیگر باید این نکته را هم مورد تأکید قرار داد که در کشور به غیر از صنایع نفت و گاز باید دیگر صنایع هم رونق یابد تا وابستگی‌ها از این دو بخش کاسته شود.

در نتیجه اقدام‌های نادرست دولت دهم در راستای توزیع نقدی یارانه و بی‌توجهی به بخش تولید علاوه بر کاهش بهره‌وری در جامعه، میزان مصرف انرژی هم بهینه نشد به‌طوری که هم‌اکنون نرخ مصرف انرژی در ایران بیش از 5 برابر کشورهای همسایه از جمله ترکیه است.با توجه به این مهم، دولت برای حمایت بخش‌های تولیدی نباید از تجربه نادرست پرداخت نقدی یارانه استفاده کند چراکه با این اقدام علاوه بر ایجاد نارضایتی، وابستگی صنایع به سوخت ارزان از میان نخواهد رفت.بر این اساس وابستگی صنایع به استفاده از سوخت ارزان موجب می‌شود ، بهینه‌سازی مصرف سوخت نادیده گرفته شده و در نهایت به جای کالا شاهد هدررفت منابع انرژی باشیم.

به این ترتیب دولت در راستای حمایت از صنایع به دلیل افزایش هزینه‌هایشان بهتر است به سرمایه درگردش آن‌ها کمک کند.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: پرداخت نقدی یارانه اشتباه جبران‌ناپذیر
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 10:43  توسط algameh  | 

یک بام اما دو هوا

ابراهیم بهشتی در روزنامه ایران نوشت:

رصد مواضع و کنش‌های یک طیف سیاسی منتقد دولت در چند ماهه گذشته نشان‌دهنده نوعی دوگانگی در رفتارهای آن‌ها است. به این معنی که نسبت به رفتارها و مواضعی اظهار مخالفت می‌کنند که تا چند ماه پیش موافق آن بودند یا در موافقت با موضوعی سخن می‌گویند که پیش از این، مخاالف آن بودند.

به نظر می‌رسد که نوع کنش گری این جریان خاص تابع هیچ قاعده مرسومی در عرف رایج سیاسی نیست. برای آن‌ها «اصل»، مخالفت یا انتقاد از دولت و نسبت دادن هر مشکل یا کمبودی به مجموعه آن است.

زیر سؤال بردن برخی نهادهای قانونی و ایجاد شبهه در عملکرد این نهادها بخشی از شیوه کنش گری این جریان سیاسی است. بسیاری از نهادها که پیش از روی کارآمدن دولت یازدهم مورد حمایت این طیف بوده و تصمیم‌ها و اقدام‌های آن‌ها با دفاع سرسختانه روبه‌رو می‌شد، با تغییر دولت مورد انتقاد قرار گرفته است.

این انتقادها به صورت برجسته در رسانه‌های متعلق یا همسو با این طیف سیاسی خاص نمود یافته یا در نطق‌های تعدادی از نمایندگان آن‌ها در مجلس شورای اسلامی و تذکراتشان به دولت جلوه می‌کند. برای نمونه تصمیم‌های هیأت نظارت بر مطبوعات مبنی بر توقیف نشریات تا چند ماه پیش قابل دفاع بوده و هر گونه برخورد آن با مطبوعات از سر دلسوزی و براساس مر قانون و انجام وظایف بوده ولی از زمانی که هیأت یاد شده، برخورد مشابهی با یکی از رسانه‌های منتقد در دوره جدید انجام داده، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آماج هجمه‌ها و سیل تذکرات واقع می‌شود.

شورای عالی امنیت ملی هم از جمله نهادهای دیگری است که با همین نگاه مورد قضاوت این طیف سیاسی خاص قرار گرفته است. این شورا همیشه به عنوان یک نهاد غیر دولتی، فراگیر و حاکمیتی مورد توجه بوده و به خاطر همین جایگاه همواره منتقدان آن نیز از سوی جریان یاد شده مورد اعتراض بوده‌اند.

حال اما براساس نوع مواجهه برخی از جریان‌های سیاسی با تصمیم‌ها و اقدام‌های این نهاد، گویی جایگاه و اهمیت این نهاد هم دچار تغییر شده است! کما اینکه شکایت این شورا از دو عضو جبهه پایداری در مجلس از سوی این نمایندگان زیر سؤال می‌رود.

این البته به مفهوم آن نیست که برخی نهادها مصون از اشتباه هستند و نقدی نسبت به رفتار و عملکرد آن‌ها وارد نیست. بلکه نکته در خور تأمل کیفیت مواجهه یک جریان سیاسی با این نهادهای قانونی در دو دوره متفاوت است.

در یک دوره مثلاً شورای عالی امنیت ملی نهاد فراجناحی و حاکمیتی قلمداد می‌شود که اقدام‌ها و تصمیم‌های آن لازم الاطاعه و قابل دفاع است و در دوره دیگر همان نوع رفتارها و موضع گیری‌های این شورا محل انتقاد قرار می‌گیرد. در حقیقت از نظر برخی گروه‌ها به جای آن‌که قانون متر و معیار قضاوت‌ها و ارزیابی‌ها درباره نهادها باشد، این منافع جناحی و گروهی است که ترسیم‌کننده ارزیابی‌ها درخصوص آن است.

این طیف معدود که بیشترین فعالیت را در مجلس شورای اسلامی و چند رسانه دارد، اصل را بر مخالفت با دولت گذاشته و از همین زاویه پدیده‌های مختلف سیاسی و اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در کشور را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهد.

به خاطر غالب شدن این نگاه در بین مخالفان دولت، خالی بودن جای منافع ملی و در حقیقت پیشی گرفتن منافع گروهی بر منافع ملی و نشان دادن زاویه با دولت در مواضع و رفتارهای آن‌ها محسوس است.

یکی دیگر از مصادیق این ادعا، نوع انتشار خبر توقیف اموال یک بنیاد خیریه در امریکاست. در حالی که منابع رسمی و مقام‌های مسئول، بنیاد علوی را یک بنیاد خیریه مستقل می‌دانند که ارتباطی با دولت ندارد، اما رسانه‌های این طیف به نحوی این خبر را منتشر کردند که بیانگر استقبال آن‌ها از این اتفاق است.

انتخاب تیترهایی همچون «امریکا برج 36 طبقه ایران در نیویورک را مصادره کرد» نشان‌دهنده آن است که منافع جناحی صاحبان این رسانه برای انتقاد از دولت، بر منافع ملی رجحان یافته است.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: یک بام اما دو هوا
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 10:43  توسط algameh  | 

نشان عالی امریکا برای محقق ایرانی

یک استاد جوان ایرانی دانشگاه میشیگان موفق به دریافت بالاترین نشان تحقیقاتی دانشمندان و مهندسان جوان از رئیس جمهوری امریکا شد.

به گزارش ایسنا دکتر «مونا جراحی» در مراسمی که هفته گذشته در کاخ سفید برگزار شد، به همراه چند محقق دیگر نشان «استعداد برتر حرفه‌ای جوان سال» را از رئیس جمهوری امریکا دریافت کرد.

علت اعطای این جایزه به این استاد جوان، تحقیقات و طرح‌های خلاقانه وی در گسترش دانش پلاسمونیک در ساخت وسایل نانوالکترونیک و نانوفتونیک و صنعتی کردن فناوری «تراهرتز» است که در صنایع پزشکی، دارویی و ماشین‌آلات کاربرد دارد.

پروفسور «جراحی» تنها محقق ایرانی تباری بود که موفق به دریافت جایزه استعداد برتر امسال شد. جایزه ریاست جمهوری برای استعدادهای برتر حرفه‌ای مهندسان و پژوهشگران در سال ۱۹۹۶ به دستور کلینتون و با همکاری شورای ملی علوم و فناوری امریکا بنیانگذاری شد.

این جایزه، ارزشمندترین جایزه دولتی است که یک مهندس یا پژوهشگر در اوایل زندگی حرفه‌ای‌اش می‌تواند دریافت کند.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: نشان عالی امریکا برای محقق ایرانی
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 10:43  توسط algameh  | 

به بهانه روز بزرگداشت سعدی

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 10:43  توسط algameh  | 

شریعتمداری: روحانی نگاهی به روزنامه‌ها بیندازد

حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان نوشت:

1- شاید آنچه در این نوشته آمده است از نگاه رئیس‌جمهور محترم کشورمان ناخوشایند تلقی شود ولی یادداشت پیش روی با نگاهی دلسوزانه نوشته شده و از نشانه‌های رخدادی خبر می‌دهد که در صورت وقوع برای دولت ایشان تلخ و ناگوار خواهد بود و از این روی نباید و نمی‌تواند ناگفته و نانوشته بماند. با این امید که آقای دکتر روحانی برای پیشگیری از آن چاره‌اندیشی کنند.

آقای رئیس‌جمهور طی تقریبا دو ماه گذشته و مخصوصا چند هفته‌اخیر، بارها در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های خود بر ضرورت هدفمندی یارانه‌ها تاکید ورزیده و اجرای موفق این طرح را در انصراف کسانی دانسته‌اند که نیازی به دریافت یارانه‌ نقدی ندارند. تأکید آقای دکتر روحانی در این زمینه به اندازه‌ای  فراگیر و پی‌درپی بود که با جرأت می‌توان گفت؛ هیچیک از مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و اظهارات اخیر ایشان بدون اشاره و تأکید بر این نکته نبوده‌است. این اصرار و تأکید مکرر در حالی صورت پذیرفته است که طی چند هفته اخیر، رسانه ملی در اقدامی که به جای خود قابل تقدیر و روشنگرانه است، بخش قابل توجه و انبوهی از تبلیغات در تمامی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی را برای تشویق و ترغیب بی‌نیازان به انصراف از دریافت یارانه نقدی تدارک دیده و روی آنتن آورده بود و البته کیهان و بسیاری از رسانه‌های اصولگرا- و نه زنجیره‌ای‌های مدعی حمایت از دولت که به آن اشاره خواهیم کرد - نیز به سهم خود درباره ضرورت انصراف افراد بی‌نیاز یا کم‌نیاز از دریافت یارانه و نقش موثر انصراف آنان در ساماندهی به اقتصاد‌کشور، یادداشت‌ها و گزارش‌هایی داشتند و...

2- در پی این حجم انبوه از تبلیغات برای انصراف از دریافت یارانه نقدی که در آن میان، اصرار و تاکید کم‌سابقه رئیس‌جمهور محترم پررنگ‌تر و برجسته‌تر از همه بود، انتظار می‌رفت که طیف وسیعی از مردم اعلام انصراف کنند و توضیح علمی و منطقی آقای دکتر روحانی را بپذیرند که انصراف آنان از دریافت یارانه نقدی، بهبود معیشت و رفاه بیشتر خود آنها را به دنبال دارد و از اتلاف بیت‌المال و هزینه شدن آن برای کسانی که مستحق دریافت یارانه نیستند جلوگیری می‌کند. اما، علی‌رغم آنهمه اصرار رئیس‌جمهور محترم و حجم انبوه تبلیغات یاد شده، برخی از گزارش‌ها حکایت از آن دارند که نزدیک به 70 میلیون نفر از جمعیت هفتاد و چند میلیونی کشورمان برای دریافت یارانه نقدی ثبت‌نام کرده‌اند. این رقم به یقین دور از انتظار بوده است و با اهداف تعریف شده و منطقی طرح هدفمندی‌ یارانه‌ها نه فقط همخوانی ندارد بلکه در نقطه مقابل آن نیز قرار دارد و طرح یاد شده را در نقطه نزدیک به «صفر» نگاه داشته و زمین‌گیر می‌کند.

اکنون، سوال این است که چرا مردم- آنان که می‌توانستند و باید انصراف می‌دادند- اصرار و تاکید دولت و مخصوصا رئیس‌جمهور محترم را نادیده گرفته و توضیحات ایشان درباره ضرورت انصراف را باور نکرده‌اند؟! آیا در اصرار جناب دکتر روحانی و برخی از دولتمردان کاستی و خللی دیده‌اند؟ و یا توضیحات رئیس‌جمهور محترم ناکافی و نارسا بوده است؟ جواب این سوال منفی است و فقط یک نیم‌نگاه به توضیحاتی که رئیس‌جمهور محترم درباره ضرورت انصراف بی‌نیازان و نقش آن در بهبود معیشت مردم، ارائه کرده‌اند نشان می‌دهد ماجرا به وضوح مطرح شده است. بنابراین علت را در کدام نقطه باید پی گرفت؟ پاسخ این پرسش را فقط می‌توان در کاهش چشمگیر اعتماد مردم به دولت و رئیس‌جمهور محترم جستجو کرد! آیا هیچ علت دیگری می‌تواند پاسخ منطقی و قابل قبولی برای این پرسش باشد؟!

3- آقای دکتر روحانی به عنوان یک سیاستمدار باسابقه می‌دانست که مدعیان اصلاحات و حزب کارگزاران درباره نقش خود در پیروزی ایشان بلوف می‌زنند و در حالی که نامزد اختصاصی خود را با اطمینان از رأی اندک و کم‌شمار جبهه اصلاحات وادار به انصراف کرده بودند، داعیه سهم‌خواهی از دولت ایشان را داشتند. رئیس‌جمهور به همین علت در اولین کنفرانس خبری خود و در پاسخ به پرسش‌های از قبل هماهنگ شده روزنامه‌های زنجیره‌ای، دو گروه اصلاحات و کارگزاران را ناامید کرده و اعلام داشت که رئیس‌جمهور همه ملت است و در پاسخ به پرسش یکی از آنها که خواسته بود آقای عارف را به معاونت اولی خود برگزیند، گفته بود؛  از همه نامزدها استفاده خواهد کرد. بی‌اعتنایی روحانی به جریان یاد شده تا آنجا بود که در همان جلسه یکی از مدعیان اصلاحات با عصبانیت و با صدایی که برای اطرافیان به وضوح قابل شنیدن بود گفت؛ «این شیخ دارد کلیدش را برعکس می‌چرخاند»! برخی از مواضع بعدی دکتر روحانی نیز حکایت از آن داشت که قصد دارد خودش باشد و فراجناحی عمل کند. اما، متأسفانه این روال چندان به درازا نکشید و علی‌رغم توصیه‌های منطقی و مستند دلسوزان، شماری از اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 را در حلقه یاران خود به کار گرفت. این طیف که نشان داده  و بارها  به تلویح و تصریح نیز اعلام کرده‌اند دولت روحانی را فقط یک «پُل» برای ورود به عرصه و تعقیب منافع حزبی خود می‌دانند،  خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت دست به کار شدند. آنها برخلاف نظر اعلام‌شده روحانی که با کلید آمده است و نه «داس»! با بلدوزر عزل به قلع و قمع مدیران متعهد و کارآمد پرداختند، برخی از عوامل تابلودار فتنه 88 را در مراکز حساس به کار گرفتند و از آنجا که با اقدامات هنجارشکنانه خود برای دولت روحانی فقط یک دوره چهار ساله قائل بودند، با عجله و بدون کمترین ملاحظه به عبور از باورها و آموزه‌های اسلامی و انقلابی مورد اعتقاد مردم روی آوردند و این حرکت پرشتاب و خصمانه خود را نه فقط پنهان نمی‌کردند بلکه با صدایی بلند جار می‌زدند و... این قصه سر دراز دارد که به نمونه‌های فراوانی از آن در کیهان پرداخته‌ایم.

اکنون باید گفت؛ اگر باور داشته باشیم که سبد رأی دکتر روحانی با آراء کسانی پر شده بود که شعارها و تبلیغات انتخاباتی ایشان را در تأکید بر آموزه‌های اسلامی و انقلابی و حرکت در جهت خواسته‌ها و نیازهای مردم باور کرده و پذیرفته بودند بدون کمترین تردید به این نتیجه می‌رسیم که وقتی همین مردم، برخی از اقدامات مجموعه دولت - و نه الزاما آقای دکتر‌روحانی - را برخلاف آنچه انتظار داشتند می‌بینند، به طور طبیعی و منطقی در اعتماد قبلی خود به رئیس‌جمهور محترم دچار تردید می‌شوند و در حیرت آمیخته به ملامت فرو می‌روند که چرا دکتر روحانی رأی خود را از مردم مومن و متعهد می‌گیرد ولی زمام امور را در برخی از مراکز حساس مرتبط با منافع مردم به دست کسانی می‌سپارد که بارها نشان‌ داده‌اند کمترین توجهی به مردم ندارند! و مخصوصا به وعده‌های داده شده پایبند نیستند. آیا این تناقض نمی‌تواند کاهش اعتماد مردم به دولت و رئیس‌جمهور محترم را در پی داشته باشد؟! بدیهی است که می‌تواند و داشت!

همین جا باید اذعان کرد که کار دولت کنونی در پرداخت یارانه‌ها بسیار دشوارتر از دولت قبلی است چرا که دولت آقای احمدی‌نژاد برخلاف اهدافی که برای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها تعریف شده بود، یارانه نقدی را به همه مردم، حتی کسانی که در خارج از کشور سکونت داشتند نیز پرداخت کرد و بدیهی است که پرداخت به همه نیازی  به تحقیق و بررسی ندارد ولی دولت‌کنونی در پی پرداخت یارانه به دهک‌های پائین جامعه است و از این روی، شناسایی خانوارهای مستحق دریافت به محاسبات پیچیده و دقیق نیاز دارد.

4- کاش جناب آقای روحانی به روزنامه‌های زنجیره‌ای مدعی حمایت از دولت - مخصوصا شماره‌های چند هفته اخیر آنها - نیم‌نگاهی می‌انداخت و می‌دید تا چه اندازه با دغدغه‌های ایشان همراه و همسو هستند. طی چند هفته اخیر دغدغه اصلی دکتر روحانی، اجرای موفق طرح هدفمندی یارانه‌ها و اصرار و تاکید بر ضرورت انصراف افراد بی‌نیاز و کم‌نیاز از دریافت یارانه بود ولی روزنامه‌های زنجیره‌ای که به ظاهر در حمایت از ایشان سینه چاک می‌دهند، بیشترین صفحات خود را به حاشیه‌سازی و مسائلی اختصاص داده‌بودند که در آن کمترین نشانه‌ای از دغدغه یاد شده رئیس‌جمهور محترم به چشم نمی‌خورد. مثلا- و فقط به عنوان مثال - به جای آن که بی‌نیازان را به انصراف از یارانه دعوت کنند و باری از دوش رئیس‌جمهور بردارند، شانه‌های خود را زیر تابوت خالی ریچارد فرای، جاسوس یهودی آمریکایی حائل کرده و در فراق جسد وی که انتظار داشتند در کنار زاینده‌رود دفن شود، اشک هجران می‌ریختند و در همان حال از برخورد غیرقانونی آمریکا در ممانعت از ورود نماینده معرفی شده ایران به سازمان ‌ملل که بی‌حرمتی آشکار نسبت به ایران اسلامی و رئیس‌جمهور محترم بود، نه فقط شکایتی نداشتند و به حمایت از دکتر روحانی در پاسداشت حرمت ایشان لام تا کام زبان نمی‌چرخاندند و قلم نمی‌راندند، بلکه رئیس‌جمهور را ملامت می‌کردند که چرا با توجه به سابقه ابوطالبی در تسخیر لانه جاسوسی او را به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل معرفی کرده است! و پیشنهاد ذلت‌پذیرانه تغییر او را می‌دادند! و...

5- و بالاخره، اگرچه در این‌باره گفتنی‌های فراوان دیگری هست که در محدود این وجیزه محدود نمی‌گنجد ولی در پایان باید توجه رئیس‌جمهور محترم و یاران واقعی ایشان- که تعدادشان در دولت محترم کم نیست و اکثریت اعضای کابینه را تشکیل می‌دهند- به این واقعیت تلخ جلب کرد که طیف مشترک اصحاب فتنه و شماری از کارگزاران بارها نشان داده‌اند کمترین ارادتی به آقای روحانی و دغدغه‌ای برای حفظ دولت ایشان ندارند. این طیف از کیسه اعتماد مردم به رئیس‌جمهور محترم برای منافع حزبی و گروهی و بعضا هم‌پیمانان خود در آن سوی مرزها هزینه می‌کنند و از پی‌آمد این هنجارشکنی خود نیز نگران نیستند،  چرا؟! چون چیزی برای از دست دادن ندارند.

ماجرای اخیر که از کاهش چشمگیر اعتماد مردم حکایت دارد می‌تواند هشداری جدی نسبت به ادامه حضور این طیف در حلقه دولت محترم باشد.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: شریعتمداری, روحانی نگاهی به روزنامه‌ها بیندازد
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 10:43  توسط algameh  | 

کارتون: شیب افزایش قیمت‌‌ها

شیب افزایش قیمت‌‌ها

محمدرضا میر شاه ولد
قانون


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: کارتون, شیب افزایش قیمت‌‌ها
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 10:43  توسط algameh  | 

حال «سلامت» در ایران خوب نيست!

قانون نوشت:

هفته سلامت با شعار ملی «یک عمر سلامت با خود مراقبتی» از امروز آغاز مي‌شود. این هفته در شرایطی در حال آغاز است که نظام سلامت کشور سخت ترین روزهای عمر خود را مي‌گذراند.

پس از یک دوره 8 ساله بی تدبیری و بی توجهی به وضعیت بهداشت و درمان کشور و خم شدن کمر مردم زیر بار هزینه‌های درمان، کار به جایی رسیده که حالا روزی نیست که خبری از مسئولان وزارت بهداشت روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار نگیرد مبنی بر اینکه در تلاش هستند تا سهم مردم از پرداخت هزینه‌های درمان را کاهش دهند.

وزیر بهداشت خود را مسئول مي‌داند. او در مرداد ماه 1392 سکاندار وزارتخانه‌ای شد که  مشکلات ریز و درشتش، تن هر قدرت پسند و مسند نشینی را مي‌لرزاند و شاید هرکس دیگر به جای او بود عطای وزارت را به لقای این همه نا‌به‌سامانی مي‌بخشید و خود را پیر بی تدبیری دولتی نمی‌کرد که شخص اول آن با هر گونه کمکی به نظامت سلامت مخالف بود و عقیده داشت: «حوزه سلامت چاه ویلی است که هر چه پول بریزی پر نمی‌شود»

با این حال او در شرایطی که کمتر از نیمی از درصد اعتبارات وزارتخانه‌اش در سال 92 محقق شد و اعتبارات بودجه 93 هم نامشخص است گفته که پرداختی جیب مردم برای هزینه‌های درمان را تا حدود 10 درصد کاهش مي‌دهد.

سهم انصراف مردم از دریافت یارانه و قول دولت مبنی بر اختصاص آن به نظام سلامت نیز راه امید دیگری برای وزارت بهداشت بود که با ثبت‌نام 70 میلیونی مردم برای دریافت مجدد یارانه، مشخص شد که حساب کردن روی آن از ابتدا اشتباه بوده. مردمی که 70 تا 90 درصد هزینه‌های درمان را از جیب خود مي‌پردازند، از سهم‌شان از دریافت یارانه انصراف نخواهند داد.

آن‌ها حدود یک سال است که به بهبود نظام سلامت کشور هر چند اندک امید دارند، با این حال همه چیز برای آن‌ها هنوز روال خود را دارد. مردم این روزها از بیماری و درد، چه بزرگ و چه کوچک وحشت دارند، آن هم در حالی که آمار هر بیماری که فکرش را بکنیم، از سرطان و فشار خون و دیابت گرفته تا ایدز و ام اس و تالاسمی و بیماری‌های قلبی و عروقی و بیماری‌های روانی و غیره در حال افزایش است.

آینده ای که برای وضعیت نظام سلامت در کشور متصور شده اند، آینده ای در حال ترمیم و رو به بهبود است، با این حال مردم غم این روزهای خود را دارند. روزهایی که این قدر کند و تلخ مي‌گذرد که امید به آینده هم از تلخی آن نمی کاهد. روزهایی که برای آن‌ها در ترس از ابتلا به بیماری و وحشت از دست دادن اندک سرمایه ای که دارند خلاصه شده. برای آن‌ها حالا خط فقر، مرزی به باریکی مو است که جان مي‌کنند تعادل خود را بر لبه آن نگه دارند.

  انواع سرطان، در کشور مي‌تازد
«فوت سالانه 30هزار نفر در ایران بر اثر سرطان... 5 برابر شدن آمار ابتلا به سرطان خون در یک دهه گذشته... هر 66 دقیقه مرگ یک ایرانی به دلیل سرطان معده و غیره» این‌ها اخباری است که نمی توان آن‌ها را شوخی قلمداد کرد.«سونامی سرطان»، راهی تا جامعه ایران ندارد. آنقدر از آن شنیده ایم که دیگر نه تازگی دارد و نه دچار ترس مي‌شویم. با این حال تکراری شدن آن برای ما چیزی از اهمیت و نگران کننده بودن آن نخواهد کاست.

براساس آخرین جمع‌بندی وزارت بهداشت، از میزان شیوع سرطان در کشور، درحال حاضر ۴۱‌هزار و ۱۶۹ مرد و ۳۲‌هزار و ۸۹۸ زن به این بیماری مبتلا هستند. آمارها نشان می‌دهد میزان شیوع سرطان در میان جمعیت مردان ۱۳۲ نفر از هر ۱۰۰‌هزار نفر و در میان جمعیت زنان نیز ۱۲۳ نفر از هر ۱۰۰‌هزار نفر است.  با این همه نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد، پستان، معده، روده بزرگ، مثانه و مری به ترتیب شایع‌ترین سرطان‌ها در میان هر ۲ جنس است.

این آمارها را روز گذشته  دبیر علمی کنگره ملی کنترل سرطان اعلام می‌کند و می‌گوید: «سرطان پستان با شیوع ۲۳‌درصدی در میان زنان و سرطان پوست با شیوع ۱۴‌درصدی در میان مردان همچنان رتبه‌های اول ابتلا به این بیماری را در هر ۲ جنس به خود اختصاص داده است.» آمارها نشان می‌دهد ۵۰‌درصد سرطان‌ها شامل پستان، دستگاه گوارشی و دستگاه تناسلی می‌شود.

براساس اعلام دکتر علی مطلق، آخرین آمارهای وزارت بهداشت که مربوط به‌ سال ۸۸ است، حکایت از این دارد که پس از پستان، سرطان پوست با ۱۰ درصد، روده بزرگ با ۵.۸ درصد، معده با ۱.۶‌درصد و مری با ۴.۴‌درصد به ترتیب بیشترین و کمترین انواع سرطان‌ها در میان زنان است. در مقابل نیز در مردان پس از پوست، سرطان معده با ۹.۱۱ درصد، پروستات ۴.۹ درصد، مثانه با ۱.۹‌درصد و روده بزرگ با ۳.۸‌درصد به ترتیب بیشترین و کمترین انواع سرطان در میان آن‌ها قرار می‌گیرد.

  ایران، بالاترین آمار مرگ قلبی در جهان
آمارها نشان داده که بیش از 40 درصد مرگ و میرها در کشور ناشی از بیماری‌های قلبی و عروقی و بیش از 19 درصد مربوط به سکته‌های قلبی است. چنانچه رئیس انجمن قلب و عروق ایران، ایران را دارای بالاترین آمار مرگ قلبی در جهان نامیده است. براساس آمار وزارت بهداشت، روزانه0 300 نفر در کشور بر اثر عوارض قلبی فوت مي‌کنند و در طول یک سال از هر 800 مورد مرگ روزانه در کشور، حدود 360 مورد آن‌ها بر اثر بیماری‌های قلبی‌وعروقی است. امکان بروز بیماری‌های قلبی وعروقی پس از سن 40 سالگی در مردان 49 درصد و در زنان 39 درصد است.

در شرایطی که بیماری قلبی‌و‌عروقی مهم ترین عامل مرگ و میر در کشور به شمار مي‌رود، شیوه زندگی و نوع تغذیه مردم ریسک بروز این بیماری را به حداکثر رسانده. افزایش آمار سکته‌های‌ قلبی در سنین پایین، منحنی سکته قلبی در کشور را تغییر داده است. مسئول کمیته تحقیقات انجمن جراحان قلب در این خصوص گفته سن سکته قلبی در ایران در حالی در مردان ۵۵ و در زنان ایرانی۶۵ سال شده که این سن، 8 تا 10 سال از جوامع دیگر پایین‌تر است و پیش‌بینی می‌شود تا ده سال آینده آمار سکته‌های قلبی به اوج خود برسد. بیماری‌های قلبی و عروقی در کشور در کنار بیماری سرطان و تصادفات از علل اولیه مرگ ایرانیان است.

  دیابتی ها، 300 هزار نفر در سال
10 درصد جامعه ایرانی را مبتلایان به دیابت تشکیل داده اند، هم چنین 300 هزار نفر در سال به جمع این آمار اضافه مي‌شوند. پزشکان پیش بینی کرده اند که اگر با این سرعت به سوی ابتلا به این بیماری بتازیم، تا 20 سال آینده این رقم دست کم دو برابر خواهد شد و ظرف 15 سال آینده نیز چیزی در حدود 40 درصد هزینه‌های درمان به دیابت اختصاص خواهند یافت.

متخصصان غدد و متابولیسم گفته اند که نوع دوم این بیماری تنها در بزرگسالان و نوع یک آن علاوه بر بزرگسالان در کودکان نیز مشاهده می‌شود. شاخصه‌های متفاوتی در بروز بیماری دیابت نقش دارد اما علت اصلی دیابت نوع یک کمبود انسولین و دیابت نوع دو چاقی بیش از حد است. کمبود مطلق انسولین و حتی مقاومت در برابر انسولین موجب تشدید این بیماری می‌شود. هم چنین عوامل محیطی از جمله آلودگی هوا و تنش‌های استرس‌زا و تحرک نداشتن و فعالیت نکردن نیز باعث استمرار این بیماری در بدن می‌شود. دیابت مختص زنان نیست و در هر دو جنس مشاهده شده اما در زنان فراوانی بیشتری دارد.

  افزایش 60 درصدی اختلال‌های روانی طی 9 سال
بالا رفتن 60 درصد آمار بيماري‌هاي رواني در جامعه ايراني طي 9 سال، خبری بود که سال گذشته جامعه ایران را شوکه کرد. هرچند با یک نگاه به دور و اطراف شاید مي‌شد حدس زد که تعداد زیادی از دوست و آشنایان هستند که دست کم بخشی از علائم افسردگی را مي‌توان در آن‌ها مشاهده کرد، اما آماری که توسط کارشناسان در این حوزه اعلام شد، در ذهن نمی گنجید. اینکه 35 تا 40 درصد جامعه ایران در این سال‌ها درگیر اختلال‌های روانی شده باشند.

احمد نور بالا، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران زمستان سال گذشته به طور رسمی اعلام کرد که با استناد به تحقيقات انجام شده طي سال‌هاي 78 و 87  ميزان شيوع اختلال‌هاي رواني در ميان ايرانيان در فاصله ۹ سال ۶۰ درصد افزايش پيدا كرده و به بيش از 35 درصد رسيده است. هرچند که به عقیده کارشناسان این روند از سویی نشان دهنده آشنايي بيشتر افراد جامعه با اين اختلال‌ها و مراجعه بيشتر به مراكز درماني است، اما از سوي ديگر بازتابي از افزايش تنش‌ها و نابرابري‌هاي اجتماعي است که بیش از همه نسل جديد را در معرض اختلالات رواني قرار داده است.

  تهران، 14000 پرونده ام اس دارد
50 تا 70 هزار نفر مبتلا به ام اس در کل کشور، آماری است که به صورت تقریبی، با توجه به عدم وجود سیستم دقیق ثبت، و بدون احتساب آمار تقریبی افراد مبتلا که از بیماری خود بی خبر هستند اعلام شده. مدیرانجمن‌ام‌اس ایران گفته آمار این بیماری نسبت به ۷  الی ۸سال گذشته دو برابر شده و این بیماری در استان تهران شیوع چشمگیری دارد به طوری‌که در استان تهران ۱۴۰۰۰ پرونده  و  در کل کشور ۱۹۰۰۰ پرونده برای بیماران ابتلا به‌ام اس داریم. شیب ابتلا به بیماری‌ام. اس در کشور صعودی است و میزان ابتلا به آن در میان خانم‌ها ۲/۵ برابر بیشتر از آقایان است. برای این بیماری که بیماری جوانان نام گرفته شده و متوسط گروه سنی 15 تا 35 سال را درگیر کرده، هنوز هیچ دلیل قطعی و واضحی مشخص نشده، با این حال در سال‌های اخیر خانواده‌های ایرانی نام ام اس را زیاد شنیده‌اند و از این پس نیز زیاد خواهند شنید چرا که طبق اعلام کارشناسان، سیر صعودی این بیماری به گونه ای خواهد بود که تا 10 سال آینده هر خانواده ایرانی در میان نزدیکان خود حداقل یک بیمار مبتلا به ام اس خواهد داشت.

  ترجیح مرگ بر درمان
نوشتن از وضعیت بیماری‌ها در ایران به طور حتم بیش از این‌ها مي‌تواند ادامه داشته باشد، اما همین مرور کوتاه بر وضعیت برخی از این بیماری‌ها و سیر صعودی آن‌ها در ایران، مشتی است نمونه خروار که نشان مي‌دهد ایران امروز، نیازمند چاره جویی اساسی در نظام سلامت است. در کنار این‌ها اگر هزینه‌های درمان هر یک از بیماری‌ها را پی بگیریم، به ارقام میلیونی خواهیم رسید. ارقامی که بسیاری از سیل بیماران را وا‌مي‌دارد مرگ را بر درمان رجحان دهند.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: حال «سلامت» در ایران خوب نيست
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 10:43  توسط algameh  | 

مطالب قدیمی‌تر